6700xt

جمعه پبش بالاخره در یک تصمیم بعد مدت ها تحقیق و تفحص کارت گرافیک مد نظر را با دلی پر از بیم و امید از دی جیکالا سفارش دادم . مبلغ پرداختی چیزی حدود دو برابر حقوقم بود از این رو استرس زیادی داشتم . با اینکه گرافیک مد نظر 36 ماه گارانتی داشت اما استرس فراوانی داشتم . گارانتی در این تکه از دنیا معنی خاصی ندارد . اکثرا در بهترین حالت گارانتی تعمیر هستند . و در مشکلات زیاد و تکرار ممکن است حاضر به تعویض شوند . با انی حال دی جی کالا بهتر از سایر سایت ها فروش هست و خدمات خوبی دارد . مبلغ پرداختی 18.2000.000 تومان بود !

Asus RX 6700xt Dual انتخاب من شد . گرافیکی هیولا که در سایت بنچمارک چیزی حدود 120 درصد از گرافیک قبلی قویتر هستش . البته همه پیشنهاد 3060 را دادند اما من نپذیرفتم فریم ریت آینده بهتری دارد تا ری تریسینگ . ری تریسینگ 3060 بهتر از 6700 هستش و در عوض در فریم ریت از 6700 می بازد . پاور مورد نیاز گرافیک 650 وات هستش و طبیعتا پاور 550 گرین من باید تعویض میشد . از این رو به محض سفراش گرافیک به سراغ مقداد آی تی رفتم و پاور ماژولار 750 واتی گیگابایت را به مبلغ 2.700.000 تومان سفراش دادم .

هر دو سه شنبه به دستم رسیدند . مراحل جا زدنشان خود داستان کوچکی بودد بعد از مشورت های طولانی با کیوان سر استفاده یک یا دو کابل برای کانکتور برق گرافیک وقتی کابل ها را وصل کردم متوجه شدم که فن 220 سانتی کیس که روی در کیس قرار داده شده بود با بستن در به کابل برق گرافیک برخورد میکند. و این بخاطر پهن تر بودن گرافیک جدید بود . فن دوم من در قسمت جلوی کیس قرار داده بود که هوا را به داخل کیس هدایت میکند یه فن 120 سانت دیگری داشنتم که آن همرا با نصب گرافیم و پاور در پشت کیس قرار دادم . فن 220 سانت را جدا کردم و با کمک عباس کابلش را ار درون شبکه توری عبور دادم و فن را از بیرون به کیس متصل کردم . در به راحتی نصب شد قرار شد دمای گرافیک و سی پی یو را بعد و قبل از روشن شدن فن 220 سانتی اندازه گیری کنم تا ببینم داستان به چه شکل است . نتیجه عجیب بود . بودن یا نبودنش فرقی نمیکرد. بابر این کندمش. تجربه این جا به جایی ها جلب بود .

فن 220 سانتی به شکل دیفالت هوای داخل کیس را به بیرون هدایت میکرد . من در سه حال بدون فن حالت پیش فرض و حالت اینکه بهوا را از بیرون به داخل هدایت کنم شروع کردم به آزماش د حالت سوم یعنی هدایت هوا بیرون به داخل متوجه شدم ک هصدای فن به طرز عجیبی کاهش یافت . نتیجه جالب و البته منطقی داشت . فن در حالتی که هوای داخل را به بیرون پمپاژ میکرد به علت ایجاد یک خلا نسبی به موتور فن فشار زیادی می آمد و از این روز نویز دار میشد . در حالی که در حلت برعکس به راحتی هو ارا از بیرون به داخل میفرستاد . نتیجه و تجربه خوبی بود . ام ادر هر صورت فن را جدا کردم .

فن 220 سانت را از نوع مولکس و در نتیجه چرخش ثابت بود . اما دو فن 120 سانت دیگر من با سوکت چهار پین به مادربورد وصل بودن و قابلیت چرخش متغیر با توجه به فشار بر سیستم بودند . از این رو الان سیستمی به غایت ساکت دارم و از این رو با سیستمی روبرو شدم در شب تقریبا بی صدا هستش.

بعد از نصب درایور amd را نصب کردم و تامام .

یادم نمیاد از کی به اینجا رسیدم . از کی همه چیز چنین پیچیده شد . از کی چیزهایی که خودم را با آهنها می شناختم کم کم رنگ باخت و محو شد . فراموش شد . از کی از زندگی در درون خود به بیرون پرت شدم . 

و از کی به اینجا رسیدیم . به اینکه خستگی ، افسردگی و غم سایه اش را کم نمی کند . 

امروز اول صبح سارا به همراه بابا به شهر محل کارم آمد و برگه های ضمانت وامم را امضا کرد . قبل از آنکه من برسم رفتند . من به همراه ضامن دومم که سرپرستار بخش اورژانس بود بعد از آنها خود را به بانک رساندیم امضاها انجام شد و وامم را گرفتم . وام 100 میلیون تومانی . نمیدانم در ضمان شما این مقدار چقدر ارزش میتواند داشته باشد . حتا الان هم ارزش زیادی ندارد !

اما امروز پیمان زنگ زد از معاونت توسعه کسی که قرار بود پیشش برم و در اموال توسعه مشغول به کار شوم . اما بعد از دو هفته رفت و آمد موفق نشدم و به ناچار درخواست ماموریت به دندانپزشکی تغییر کرد . پیمان گفت که کارت درست شده . خبر بسیار خوشحال کنند های داد . چون در  دانشکده دندانپزشکی کارم کارپردازی بود و من اصلا حال و حوصله دردسرهای کارپردازی را نداشته و ندارم . کمی از جزئیات برایم گفت و قرار شد کی دو جا برود تا ببیند روال اداریش به چه شکل است .  در هر صورت فردای امروز مشخص میوشد که طریقه فرارم از محل کار فعلی به چه شکل خواهد بود .

اما بعدش از دانشکده دندانپزشکی تماس گرفتند همان کسی که برای شروع نیاز به نیرو با او تماس گرفته بودم  میخواست ببیند کارم به کجا رسیده . گفتم هنوز کمیته برگذار نشده . اما گویا کمیته برگذار شده و دست برقضا گند خورده به کمیته . داستانش مفصل است . 

به این شکل که درخواست اول مامورست من همانطور که گفتم برای معاونت توسعه بود . معا.نت توسعه که دست مرا در پوست گردو گذاشت درخواست را برای دندانپزشکی تغییر دادم . این همان زمانی بود که دکتر از من خواست برای اصالت دارویی به دکتر داروساز کمک کنم . والته هنوز مشغول انجام ثبت اصالت دارویی در سیستم بیمارستان و سامانه تامیین اجتماعی هستم . تا اینکه اموز که پیمان پیگیر کارم شد متوجه شدم اداره نقل انتقالات به اشتباه درخواست منو برای توسعه وارد کمیته کرده و از آنجا که به طور عادی نقل انتقال به معاونت توسعه ممنوع شده با درخواست من مخالف شده