Charlotte ، My Dress-Up Darling ، Horimiya

سه تا انیمه سریالی جدید دیدم و همشون تک فصلی بودن، در راستای استراتژی جدید دیدن سریال ها ! این استراتژی پس از دیدن مصیبتی به نام واکینگ دد استارت خورد .

دو تا انیمه اول کمدی رمانتیک های مفرحی بودن که واقعا از دیدنشون لذت بردم . انیمه هایی حال خوب کن همراه با پیام هایی برای جوانان در سن بلوغ . پیام اهمیت رو راست بودن با خود، راستگویی، بیان بدون شرم احساسات در داستانی ساده . این دو، اولین انیمه هایی بودن که در این سبک تماشا کردم. چیزی که در طول تماشای قسمت های این انمیمه ها برام جالب بود مهارت قابل ستایش استودیوهای انیمه سازی در به تصویر کشیدن احساست پیچیده انسانی بود . احساساتی که بعضا قابل بیان نیستند. احساساتی که درکشون میکنیم ولی به سختی میتونیم در قالب جملات بیانشون کنیم . اما در یک انیمه این احساسات با ظرافت بسیار در کارکترها و روابطشون یا هم به تصویر کشیده میشن و هم صدا پیشه ها با تغییر لحن، اضافه کاردن آواهای صدا دار و یا کشیدن حروف که ژاپنی ها در آن استاد هستند! به کمک تصویر می آیند و مجموعه در کنار داستان پردازی ها و شخصیت پردازی های یونیک به محصولی تبدیل میشن که نظیرشو در دنیای انیمیشن انچنان به ندرت می بینیم که میشه گفت انیمیشن سازی در ژاپن در یک کلاس دیگریست که کسی به گرد پاشونم نمیتونه برسه !

انیمه هوریمیا حتما ببینید.

فرمان اجرایی

انیمه دس نوت رو دیدید ؟ انیمه معرفی هستش در رنک های بسیاری جز پنج انمیه برتر سریالی هستش . اگه دیدید که حتما یادتون هستش لایت وقتی به جنون پاک سازی میرسه پشت هم اسمارو در دفترچه می نوشت و کات میخورد روی تصاویر مرگ اونا در جاهای مختلف شهر . یکی پس از دیگری لایت در این دفتر مرگ اسم جنایت کاران و مخالفان خودشو مینوشت و اون سمت در کسری اونا می مردن چهره لایت شیطانی میشد !

و حال ترامپ مثل لایت فرمان های اجرایی بر علیه کشورها و سازمان ها ... آرژانتین چین مکزیک ایران ، خروج از معاهده های مختلف .... یکی پس از دیگری امضا میکنه و در سمت دیگر همه چی به خاک و خون کشیده میشه ! قدرت اول جهان همرو به زانو میاره .

یزد

مدتی پیش با چند تا از دوستانمون تصمیم گرفتیم سفری به یزد داشته باشیم . اعظم شوهرش علی ، مهین و عباس . مهین و عباس . علی گفت من حتا یک دقیقه هم نمیتونم در شب رانندگی کنم! اعظم گفت نمیشه بین راه یک شب موند ؟

بله اگه مرخصی راحت میدادن و پول هم به اندازه کافی داشیتم منم دوست داشتم سفرمون طولانی تر باشه ولی هیچکدومو نداشتیم . اعظم و علی خط خوردن ومهین گفت از ائنجا که اعظم اینا نمیان منم دیگه نمیام . منم عباسو حذف و سفر تبدیل به یه سفر دو نفری کردم .

بار سفر بسیتم . و ازاونجا که فقط خودمون بودیم و جا به انداز کافی داشتیم هر چی تونستیم با خودمون بردیم . هشتم ساعت 7.30 از رشت حرکت کردیم . مسافت 910 کیلومتری یزد طبق نقشه گوگل ده ساعت طول میکشید. که با توقف و استراحت ها (کمری تازه کردن ها !! ترکیب جدید صدیقه از ادقام نفسی تازه کردن و کمری صاف کردن ) باید 12 ساعت طول میکشید . دقیقا به اندزاه دو کوهه سفر مجردی . تا دو کوهه هم 900 کیلومتربود که معمولا 12 ساعته می رسیدیم . 7:30 که حرکت کردیم باید 7:30 دقیقه غروب میرسیدیم ولی نرسیدیم! با دو ساعت تاخیر 9:30 رسیدیم !

واقعا چرا ؟