Senua

هل بلید دو حماسه سنوآ هم تموم شد. نمی دونم چرا دو پست قبلی نوشتم گارفیکش تعریفی نداره اتفاقا گرافیکش فوق العاده بود انعکاس آب و شفافیتش عالی بود بافت صخره ها و شکستگی ها و سایه ها ریز و درشتش عالی پرداخت شده بود . داستان فوق العاده صدا بردای ورای تصور بازی ملینا یورگنس در نقش سنوآ حرف نداشت . جالب اینجاست که ملینا اصلا بازیگر نیست. در استودیو سازنده بازی؛ نینجا تئوری تدوینگر و مسئول ویدیو بود که موقتا در شروع برنامه برای تست موشن کپچر جلوی دوربین رفت که اینقدر خوب بازی کرد که در آخر نقش سنوآ بهش دادن !

اما ایراد بازی این بود که من به عنوان پلیر تقریبا نقش ماست داشتم شایدم هویج و خیار !!! فقط راه میرفتم دو سه ضربه و جاخالی و کات سین . پیاده روی ها طولانی دو سه معمای ساده و کات سین . هیچ درگیری خاصی تنوع ضربه کسب مهارتی یا حداقل معماهای ذهنی کمی پیچیده تر در بازی دیده نمی شد . چیزی که شنیدم و خوندم بازی از این کمبودها و اینکه شبیه فیلم تعاملی بود تا بازی بسیار ضربه دید. اما امتیازات خوبی گرفت نه در حد شاهکار ولی امتیازات و نقدها عموما مثبت بود .

در هر صورت به شخصه از بازی لذت بردم و دوست دارم در آینده بازم پلی بدمش.

Nvidia - NTC

داشتم یه ویدیو تست گیمینگ کارت گرافیک 5060 انودیا میدیدم هم زمان متعجب شدم و اعصابمم خورد شد! این کارت حافظه همراه با کارت 5050 حافظه 8 گیگی دارن که نسبتا برای بازی های امروزی لب مرزه و گاها کاملا کم . مثلا موتور بازی سازی کپ کام خوره رم هستش و قطعا کارت های با گرافیک 8 گلوگاه وی رم پیدا میکنن .

راوی آنباکسینگ و تست بازی گرافیک 5060 ما کارت ایسوس سه فنه آن باکس کرد کمی مقایسه کرد با 3070 د نسل پیش که این کارت بهش میبازه و با نصف این قیمت میتونید 3070 تهیه کنید و این حرفا و هم زمان از رم پایین این کارت شاکی شد ولی نکته ای گفت عجیب قافل گیرنده بود و اون فناوری NTC بود که این کارت ازش پشتیبانی می کنه.

فناوی فشرده‌سازی عصبی بافت‌ها (Neural Texture Compression) یا به اختصار NTC میتونه بیش از هشتادو پنج درصد از وی رم مورد نیاز بازی کم کنه. بدون اینکه تاثیر کمی روی بافت بازی ها داشته باشه .

Senua's Saga: Hellblade II

به این فکر میکنم که سنوآ اسکیزوفرنی داره ؟ ممکنه ؟ چیزی نشیندم در موردش البته جستجویی هم نکردم ببینم آیا تئوری مطرحه که سنوآ اسکیزوفرنی داره .

تنظیمات گرافیکش محدوده البته محدوده نسبت به تنظیمات پیچیده و بلندبالای رزیدنت اویل 9 با گرافیک فوق العاده عالی. گرافیک سنوآ به نظرم تعریفی نداره حتا فک کنم از یک هم ضعیف تره با اینکه نرخ فریم رو 70 فیکس کردم ولی انگار سی فریم دارم ! کمی عجیبه.

بازی کنترل 2 اومده با نام CONTROL Resonant بازی خطی و اکشن یک درتس کردن جهان باز اکشن هک اند اسلش با المان های یه بازی RPG نه با آر پی جی حال میکنم نه با جهان باز . البته جهان باز محدود بد نیست ولی اصلا با چیزی در حد جی تی ای خوشم نمیاد فک کنم برای همینه که سایبرپانک منو نمیکشه سمت خودش . کلا از بازی هایی که نا تمام هستن و سالیان سال میشه بازیشون کردن و هزاران ایستر اگ و ماد و اسکین و از این کسشرات دارن خوشم نمیاد.

گفتگو

دوستی نظری به نوشته Koe no Katachi - A Silent Voice - 2016 گذشات که به نظرم لازم شد به صورت پست نوشته بشه همیشه از بحث و گفتگو خوشم میومده . البته علت اصلی این بود که داشتم جواب دوستمونمو میدادم دیدم محدودیت کلمه دارم !

اصولا نمیان تو کتاب های درسی مخصوصا مقاطع دبستان به طور مستقیم راجع به قلدری صحبت کنن،
تو کتاب های درسی بیشتر راجع به احترام به همکلاسی و عدم آزار اذیت صحبت شده که خودش تاثیر غیر مستقیم رو داره!
و توی مقاطع بالاتر راجع به آسیب های اجتماعی صحبت شده.
و حتی توی کشور های اسیای شرقی مثل ژاپن و کره جنوبی که قلدری مدراس خیلی شایع هست اصلا مستقیم تو کتاب هاشون راجع به این مسئله صحبت نشده.

پاسخ: در دوران من چه مستقیم چه غیر مستقیم چز خاصی گفته نمیشد . کلا نظام آموزشی ما نظام آموزشی محضه و پرورش و درس زندگی داده نمیشه . درس آماده شدن برای خطرات و مشکلات بیرون .
کلا کشوری که درگیر نیازهای اولیه زندگیشه جایی برای اینجور داستانا نیست . نه نظام حاکمش براش اهمینی داره بچه با چه تروماهایی بزرگ میشن و نه در خانوادش اهمییتی داره . اصلا خانوادش در این باغ ها نیست . فکر نکنم بخوای بگی که اونجا هم مثل اینجاست و فرقی نداره !
ممنونم

نمیدونم دوران تحصیلتون زمان نظام قدیم آموزش پرورش بوده یا نظام جدید ،
ولی خب توی چند سال اخیر کتاب ها خیلی تغییر کرده.
و همچنین خود آموزش پروزش(البته که همچنان کلی آسیب مضخرف داره که اگه بخوام بنویسم خیلی طولانی میشه و به عنوان دانش آموز بد بخت کنکوری اصلا منکرش نمیشم،به هیچ وجه.یکیش همین که نظام آموزش مارو زمان پهلوی از ساختار اموزش فرانسه نوشتن و هنوز تغییر ندادن بااینکه فرانسه حداقل سه بار نظام آموزشش رو تغیر داده)
ولی خب الان کتاب ها خیلی تغییر کردن و دو سه سال هست که برای مدارس دولتی که آسیب های بیشتری هست مشاور در نظر گرفتن و خب تاحدودی پیگیرن.و حتی نسبت به اسیب به خود یا خودکشی و اینجور چیزا گروه روانشناس دارن(حداقل شهر من)و وضعیت مدارس غیر دولتی هم جداس،غیردولتی اگثرا خود مدرسه پیگیر وضعیت دانش اموزه.
و خب بااینکه خیلی موضوعات مهم دیگه از دستشون در رفته تواین مورد یکم خودشون رو جمع و جور کردن.
و در پایان،بله وضعیت کشور به خصوص اقتصادی اصلا متعادل نیست ولی خب اینکه چشممون رو به همه چی ببندیم هم یه جوریه..
درسته سخته ولی خب .

[پاسخ:]

نمیخوام وارد یکی به دو بشم . بحث من در مورد اینکه یکی دو تا مدرسه دو تا روان شناس آوردن و فرضا در مورد خودشکی مشاوره میدن اونم در کشوری که آمار خودکشیش امنیتیه ! نیست . بحث سر ساختار پرورشه و چون پرورشی وجود نداره دو سه حرکت و دو سه مطلب در فلان کتاب حرکت سیستماتییک برای بهبود وضعیت به حساب نمیاد . فلان وزیر و مدیر میان چهار تا چیزو میکشه بیرون چهار تا چیز دیگه میزاره داخل کتاب . بحث فرهنگ سازی مقوله پیچیده فراگیریه .
برای نمونه کدوم مدرسه ما الفبای ابتدایی موسیقی یاد میده ؟ کلا هنر به خطاطی و نهایت طراحی خطم میشه ! این بر میگرده به نگاه سیاست مدار ما که با روشنگری و روشن سازی مخالفه . کدوم معلم ادبیات چهار تا کتاب درست و حسابی تو مدرسه معرفی میکنه و نظر دانش آموزاشو در موردش می خواد ؟ زمان من نبود و بعید میدونم چیز خاصی الان تغییر کرده باشه . آموزش و پرورش یکی از نهاد های به حساب میاد که مدیرانش گذینش قوی دارن از گذینش چنین سیستمی چیز درستو درمونی بیرون نمیاد !
بله میشه گفت فلان کتاب فلان پایه مدرسه گفته دروغ نگید و فلان مدرسه فلان مربی آموزشش میاد آموزش فلان چیزو میده .... من هفده ساله تو این سیستم دولتی هستم و کاملا میدونم این جلسات این آموزش ها چطور زاده میشن و چه بازدهی پوچ و بی ثمری دارن . چون ادا درآوردنه ادای چیزیو در میارن که قبول ندارن واسه همین در حد شعار و چند اشاره زودگذر و موقتی باقی میمونه .

*از پاسختون معلومه آدم دغدغه مندی هستید،
نظرتون رو راجع به آوردن مشاور در مدارس به طور کامل قبول ندارم،
خیلی زیاد هستن افراد دغدغه مند مثل شما در مدارس.
و بله متاسفانه مشکل اصلی در سیستم مدیران هست.حتی شاید اصل آموزش و پرورش رو اجرا میکردن اتفاق بهتری رقم میخورد تا این شیوه اای سلیقه ای رو و در پاسخ قبلیم هم گفتم که نقد خیلی زیاده به سیستم های دولتی علل الخصوص آموزش و پرورش که وظیفه ی تربیت نسل آینده رو داره.
ولی خب چشممون رو به همین اصلاح کردن های کوچیک نبندیم.
سیستمی که مدت ها منفعل و قدیمی بوده رو نمیشه به سرعت تغییر داد،مخصوصا اینکه مدیران اصلی(بخونید وزرا) هنوز طرز تفکر قدیمی رو نسبت به آموزش دارن و شاید اگه کمی دید باز تری به مسئله داشتن میشد خیلی آموزش هارو جایگزین کرد.

معلمین خیلی زیادی هستن که طبق نظر آموزش و پرورش جلو نمیرن و هنر واقعی و حتی روح ادبیات رو به دانش آموزشون نشون میدن(:
و موضوع دیگه،
شاید اشتباه میکنم ولی خب خیلی نگاهتون حکومتی و منفی طوره ،
کل ساختار رو اشتباه میدونید.ولی خب اصل ساختار چندان که فکر میکنید به طور کامل اشتباه نیست،البته قبول دارم نیاز به اصلاح داره.
مقصر فرد مسئوله.اونی که توی چندسال مسئولیتش بخاطر راحت طلبی و عافیت طلبی و منفعت طلبی خودش و اطرافیانش حاضر نیست تغییری توی ساختار ایجاد کنه،درحالی که میدونه فقط چند صباح مهمون اون میز و صندلی و دفتره.و من هم افراد نزدیکم توی سیستم آموزش پرورش هستن و از سنگ اندازی های بالادستی ها و خب فسادی که هست مطلعم(😂)
ولی دیدتون خیلی منفیه😂
بااحترام.
متشکر از اینکه نظر شاید کمی مخالفتون هم پذیرا بودین.

[پاسخ:]

بحث کوتاه میکنم خانه از پایبست ویران است. دید منفی کسی داره که تو سویس داره زندگی میکنه یه دزدی میشه یا یه پارتی بازی کوچیک میشه میگن واااای سویسو فساد برد ! نه منیکه در ایران زندگی میکنم عزیز. دراین ویرانیه پوچو بی هدفو سرگردان .

Koe no Katachi - A Silent Voice - 2016

دقایق ابتدایی انیمه با قلدری های یک دانش اموز به دانش آموز ناشنوا شروع میشه و من در افکار خودم به سرعت تمام آن چیزی که از جامعه تلوزیون آموزش و پرروش و هر آنچه که جامعه به طور کل به من یاد داده را به مرور میکنم و دریق از پیدا کردن یک خط نوشته ، یک صحنه و یک کلمه های که از دهان کسی بیرون بیاد که بگه به هم کلاسی هاتون قلدری نکنید.

خاورمیانه ای بدبخت لوزر عربده کشان ...... هااااااا نابودی نابودی .....

Maquia: When the Promised Flower Blooms

یادم نمیاد مامانم چه بازی هایی با من میکرد . چطور منو سرگرم میکرد ؟ کودکیم با مادرم چطور گذشته ؟

یادم باشه مادرمو دیدم بپرسم ازش .

"وقتی عاشق بشی به معنای واقعی تنها میشی" منو به فکر فرو برد .

"کاش هیچ وقت بزرگ نمی شدی " آشناست .

کاش هیچ وقت بزرگ نمی شدم .

خودکشی

به نظر کسی که خودکشی میکنه فردی ترسوست یا شجاع ؟

Alan Wake 2 ، Control ، Ghost Wire

بازی های زیادی پلی دادم تا الان فکر کنم چیزی حدود 140 بازی . از بین این بازی ها دو سه تا خوب تو حافظم بوده و دوست دارم دوباره بازی کنم . یکیش میشه با بازی کنترل از شرکت رمدی . گیم پلی جذاب داستان جذاب . بازی که از پلی دادنش خسته نمیشی البته شاید برای بعضیا خسته کننده بشه . من که از لذت بردم از بازیدنش.

بازی بعدی میشه الن ویک دو باز هم از رمدی . ال ویک دو بازی با داستان پیچیده بازی جذاب گرافیک فوق العاده و برای سیستم چالشی اکشنی منحصر به فرد مثل کنترل . واقعا لذت بخش بود .

بازی سوم یه بازی آندر ریت که حقش بود بیشتر دیده شه با نام گست وایر اکشن و گیم پلی این بازی هم همچون دو بازی بالا منحصر به فرد از نظرم سیستم ارتقا جذاب و کارکتر دوست داشتنی که در فرهنگ جذاب ژاپن با ارواح مقابله میکرد .

این سه بازی واقعا تجربه جذابی برام بود و دوست دارم دوباره بازیشون کنم .

اصلا هدف از نوشته قبلیمو نمیدونم . یادم نمیاد برای چی نوشتم . فقط اینو میدونم قصدم چیز دیگری بود و این قرار بود مقدمه ای باشه بر موضوع اصلی ولی بعد از نوشتنش از موضوع اصلی منصرق شدم احتمالا خسته شدم یا حال نداشتم . امروز فقط ویرایشش کردم . پر از غلط و غلوط بود و هنوزم هست . جمله ها گاه بی معنی هستن و بد تموم میشن . اما حال ندارم برم درستشون کنم .

فقط میتونم بگم شاید میخواستم از تولیدات هوش مصنوعی حرف بزنم که این روزا سراسر یوتیوب پر شده . این که آیا هوش مصنوعی دزد هستش ؟ یعنی اینکه اگه تمام موسیقی های جهان و گوش بدی و ترکیب اینا چیزی خلق کنی که کسی نتونه بفهمه کی و کجا شنیده آیا دزدی ؟ مگه آهنگساز چطور موسیقی خلق میکنه . آیا از هیچ موسیقی خلق میکنه ؟ آیا چیزایی که گوش داده رو موسیقیش تاثیر نمیزارن ؟ چرا کارهای یک دوره موسیقی شبیه همه ؟ آیا این موضوع نمیتوه ثابت کنه که همه از هم تاثر میگرفتن و فضای موسیقی خلق شده در کارهاشون استفاده میکردن ؟ آیا باید بهشون بگیم دزد ؟

بگذریم . خسته ام . نیاز داشتم کمی بنویسم ولی نه این جور نوشته . میخواستم کمی از خستگیم بنویسم . که دیگه نایی برای جنگیدن ندارم . دوست دارم بخوابم و بلند نشم . و هرآنچه دوست دوست دارم و ندارمو پشت خوابم رها کنم . به چندیل سال قبل خودم فکر میکنم به این سوال کلیدی که کامو در کتاپ افسانه سیزیف مطرح کرد که آیا این جهان ارزش زیستن داره و اینکه آن سال چند دل خوشی ساده و امید های کوچک جواب من به این سوال را بله میکرد . اما الان به طور کل نا امیدم . حس میکنم برای هیچ دارم زندگی میکنم . دیگه چیزی خوشحالم نمیکنه شاید حتا ناراحتم نکنه .

هنر

هنر چیز عجیبیه . اینکه چطور میشه هنرو تعریف کرد ساده نیست . تاثیری که هنر روی شخصی میزاره میتونه بسیار پیچیده تر از اون چیزی باشه که شخص فکر میکنه حداقل من اینطور فکر میکنم . محیطی که درش زیست میکنیم و هر چیزی که گذشته و آینده مارو میسازن در تجربه هنری ما نقش دارن. به نظرم اینطور نیست که بگی این تابلو زیباست این قطعه موسیقی یا آن فیلم عالیست . هنرو چطور میفهمم . وقتی به موسیقی نگاه میکنم اینکه چطور میتونی ساز بزنی تئوری موسیقی بلد باشی گام ها و هارومونی بشناسی گوش خوبی داشته باشی سلفژ بدونی و چندینو چند چیز دیگه ام بعدش میتونی حتا ساخت موسیقی هم یاد گرفت چطور این کتاب اول با نت ها که حرف های کتابت هستند کلمه به سازی و سپس نیم جمله و بعد جمله . و چطور این جملرو بسط و گسترش بدی اینارو میشه یاد گرفت. میشه فراز و فرود جملرو یاد گرفت و انواع ترکیب جمله هارو آموخت . و بعد .... و بعد میشه از ذوق و استعداد و احساس استفاده کرد که چیزی خلق کرد .

بعد از خلق هنرمند چیزی خلق کرده که ظاهرا از دنیای دیگر وارد زمین شده اما این نمتونه کامل درست باشه . هنرمند اسیر زمان و مکان خودشه . چیزی که خلق میکنه از احساساتی میان که توسط محیطش بپیچو تاپ میخوره و تاثیر میگیره . وقتی آثار دوران باروک خصوصیت خاص خودشو داره یعتی خالق دوران باروک با اینکه خالق مخلوق خودشون بودن اما لزموا مخلقشون چیز یونیک و منحصر به فرد در معنای واقعی خودش نبود . بلکه اجزای آشنایی داشت که در سایر آثار هنرمندان آن دوران میتونستی بببینی و این وجه مشترک آثار یک دوران است .

حال شاید بشه گفت میشه سرو ته به قضیه نگاه کردکه من مخاطب هم اثر هنری با توجه به شرایط حاکم بر خودم شخصی و شرایط جامعه عمومی انتخاب و رتبه بندی میکنم .