یکی میگفت "دوستان میان و میرن ، خانواده میاد و میره ، پول میاد و میره .... همه چی ناپایداره و این خداست که همیشه هست و همیشه به حرفات گوش میده پس هر چی میخوای از خدا بخواه !
میتونم این حرفو به طور کلی قبول کنم. تکیه زدن معنوی به ستونی که میدونی هیچ موقع خراب نمیشه و ستونی که ناپایداری و سختی زندگی مارو برامون آسون میکنه .اینکه عزیزانت از پیشت میرن، پولتو از دست میدی و در کل ناملایمات زندگی ولی اعتقاد به خدایی که همیشه هست می تونه تحمل این دردهارو برات آسون کنه . اما کسانی هستند که اعتقاد واقعی دارن از خدا چیزی خواستند و خدا بهشون داده! و اگر هم چیزیو خواستند و به خواستشون نرسیدند حکمتی بوده ! اینجاست که من هیچ جور نمی تونم قبول کنم .
ساده هستش وقتی اداره میری انتظار داری کارت قانونی بره جلو و حل شه انتظار نداری که برای حل شدن مشکلت بری مدیرو ببینی و ناله کنی و از بدختیت بگی و یا پیشنهاد رشوه بدی . اگه مدیری با دیدن و شنیدن عجز و ناتوانی تو کارتو انجام بده جفا کرده در حق سایر افرادی که اینکارو نکردن .و اگه پول بگیره بدتر رشوه گرفته و حتا از حالت اول هم خطاکارتر هستش و کارش غیر قانونی هستش . در مورد خدا هم همینطوره .
اگه وجود خدارو قبول کنیم و قبول کنیم که این خدا قوانینیو در طبیعت برای ما گذاشته در چینین حالتی اگه کسی پیش خدا بره و تقاضای کاری خلاف این قوانین از خدا بخواد آیا این نا عدلی در قبال سایر آدما نیست ؟ . فردی از طبقه دهم یه ساختمان داره سقوط میکنه و بگه خدا نجامتم بده و اگه نجات پیدا بکنه قانون جاذبه و فیزیکی که خودش قرار داده زیر سوال برده در عین حال در حق سایر کسانی که در حال سقوط یادش نکرددن و نجات پیدا نکردند جفا کرده و این این در تناقض با سنت عادل بودنش .
پس اگه بپذیریم که خدا عادل هستش هیچ وقت نباید خلاف قوانین خودش عمل کنه . خدا نباید پارتی بازی کنه و یا از تمجید کردنش لذت ببره و رای صادر کنه قانون خودشو عوض کنه .