روزی از روزها

کامپیوترم خراب شده . نمیتونم بگم عصبیم یا حتا خمارم . شاید کمی حوصله ام فقط سر رفته . کمی بازی می کردم فیلم می دیدیم و تو اینترنت چرخ میزدم جسو گریخته مطلب می خوندم . آوردمش دانشکده و کارشناس آی تی دانشکده که بچه خوبی هستش و با هم خوبیم روش کار کرد . کلی سر و کله زد ولی درست نشد . کابل مادربرد پاور من مادربرد یکی از سیستم های دانشکده روشن می کرد و پاور همون سیستم مادربرد منو روشن می کرد ولی پاور خودم سیستم خود منو رشون نمی کرد !!! موقع برگشت از سمت گاز رفتم که بعد از پل مریضو برسونم به عرفان رایانه که متاسفانه بسته بود . تا اینکه دی شب قرار داشتیم با صدیقه بریم خونه سعید اینا که هم شارژ جا مونده سپیده از مهمانی قبلو بهش برسونیم و هم کیس بین راه بدیم همون عرفان رایانه . که صدیقه به دلیل سردرد فوق شدید موند خونه و من تنها رفتم .

کیس دادم مشکلشو گفتم رسید گرفتم اومدم بیرون داخل رودباری بودم که فهمیدم شارژر سپیده نیاوردم . فاک دیس شت . برگشتم خونه شارژر برداشتم . خرس جان کنار پله بود بهش غذا دادم و رفتم پیش سعید اینا .

دیروز از تیپاکس هم تماس گرفتن که آقا بیا دو حلقه کویر تایرتو که به قیمت 1.600.000 تومان خریدی بگیر . منم گفتم با صدیقه موقع برگشتن از کار میام می گیرم که البته نرفتم ! . امروز اس ام اس اومد که برگشت دادیم . ترسیدم . تماس گرفتم با تیپاکس گلزراران که آقا این چه مسخره بازیه من فقط یه روز تاخیر داتشم اصلا خودتون باید می آوردید تحویل میدادید . که البته هیچ گدوم از این دو جمله نگفتم و به گفتن وضعیت لاستیکم به چه شکله قناعت کردم . خانومه که آقا هم نبود گفت نه آقا این اس ام اس واسه همه میره بیا ببر گفتم میام و خداحافظی کردم .

امروز زواره که زیاد باهاش حال نمی کنم اومد گفت نظرت با کتاب خونه چطوره ؟ گفتم نظر خوبی در موردش دارم . پیشنهاد داد از آنجا که مسئول فعلیش داره بازنشست میشه تو بری جاش . گفت البته فقط در مورد مدرکت که مرتبط باشه شک دارم . گفتم منم شک دارم . قرار شد بره از کارگزینی بپرسه . الان که دارم فکر میکنم سعیدی مسئول کارگزینی از اون بوز های روزگار هستش . ممکنه پست هارو برای عمه خودش رزرو کنه !

جهان باز

* بازی های جهان باز

* صد ها ماموریت فرعی

*پایان های مختلف متناسب با تصمیماتی که می گیرید

* ده ها ان پی سی مختلف با هوش مصنوعی قوی ، دارای شخصیت ها مختلف و امکان مکالمه طولانی و ارتباط برقرار کردن !

* حس قوته ور شدن در جهان بسیار بزرگ بازی .

چرا آخه چرا باید یه بازی اینجوری باشه !؟ چرا یه بازی باید پایان مختلف داشته باشه . مگه من زندگیمو چند بار تجربه می کنم ؟ یه بازی برشی از زندگی شخصیت اصلی بازی هستش که کنترلشو من به دست گرفتم پس باید یه پایان داشته باشه همونطور که زندگی من یه پایان مشخص و یه سیر خطی داره . درسته که اگر تصمیمات مختلف می گرفتم جور دیگه ای زندگی رقم می خورد ولی من که قادر به برگشت به عقب برای گرفتن یه تصمیم متفاوت و یا دوباره متولد شدن نیستم

صدها ماموریت فرعی !!! باز چرا ؟ بازی یه روایت از یک زندگی به طور کل هستش . زندگی هدفمند هستش . ممکنه صدها کار بیهوده کنم ولی اگهبخوام داستان زندگی خودم و بگم مشخصه که چه چیزی باید بگم . من وقایعی از زندگیمو روایت می کنم که منو به اینجا سوندن نه ماهی گیری در فلان روز که منجرب به گرفتن ده تا کپور شد ! بازی هم همینطور هستش بازی داستان اتفاق های مهم تاثیر گذار شخصت داستان بازی هستش نه ماموریت های بی هوده که برای کسب امتیاز ، گذرندان وقت بیشترپای بازی و پر کردن درصد بازی !

بعدا میام ادامشو بنویسم

A54

اولین گوشیم نوکیا 1100 بود. گوشی دوم و سوم هم نوکیا بود. گوشی چهارم هم نوکیا ویندوز فون بود . چه دورانی بود ویندوز فون . شیک و باکلاس ولی عقب ماند و مرد . بعدش وارد دنیای اندروید شدم با سونی ام فور اکوآ . گوشی خوبی بود با نرم افزاری روان ولی دوربین خوبی اصلا نداشت . بعد از سونی یه هوآوی پی اسمارت برای صدیقه خریدم و گوشی هوآوی اسند G7 صدیقه برای خودم برداشتم . بعد از یکی دو سال به سراغ برند تازه نفس شیائومی رفتم . حدود چهار سال و چند ماه پیش بود که خونه کوروش اینا بودیم و از همان جا من گوشی رد می نوت 7 سفارش دادم .

آدرس خونه مامان اینا داده بودم . یه بعد از ظهر بعد از کار از ماسا برگشتم خونه پدری و گوشی همونجا راه اندازی کردم . آخ که چه حالی داشت . حاشیه نسبتا باریکی برای حدود پنج سال پیش داشت . اما آخرین گوشی کوچ از شیائو.می چینی به سامسونگ کره ای هستش . پری روز با بدبختی از خرید گوشی قسطی دست شستیم و نقداً از دی جی کالا خریدیم هم دو تومن ارزون تر بود و هم دو میلیون پونصد سودش کم میشد یعنی حدود 4.5 میلیون جلو افتادیم . گوشی A54 میان رده قدرتمند سامسونگ خریدم و قراره دو سه روز دیگه دستم برسه .

مشکلات گوشی های چینی در نرم افزار ضعیف و حافظه اصلی بی کیفتشون هستش . به صورتی که بعد از مدتی سرعت خواندن و نوشتن حافظه اصلی پایین میاد و سرعت کلی دستگاه پایین میاد . نرم افزار ها دیر لود و دیر نصب میشن . موقع تایپ دیر تایپ میشه . مشکلات نرم افزاری هم از هنگ ها . فریز شدن ها آرام آرام خودشونو نشون میده . این مواردی که گفتم اکثر اطرافیانم که گوشی های برند های چینی داشتن مطمئن هستم از سال سوم تجربه میکنن به طوری که بعد از سال چهارم ممکنه بسیارشون به حد غیر قابل تحمل برسه .

خواننده جدیدی کشف کردم با نام Adeline Hill . آهنگش با نمام Moment to Memories روی کلیپی درباره یه بچه گربه بود . اول فکر کردم تیلور سیفت هستش . بعد که کمی متن آهنگ سرچ کردم به به ادلین رسیدم و جالبه که یکی دو نفر برای همین آهنگش کامنت گذاشته بودند که شبیه تیلور سئیفت هستش . با این حال آهنگ های خیلی قشنگی داشت که کاملا با صلیقه این روزهای من سازگار بود .