در حالی که از زاد روزم که سوم آبام بود دور میشیم به هجدهم آبان که روز سفر سالیانه ما هستش نزدیک میشیم . . دیروز پیش سعید بودم . برنامه ناهار با هم دوباره بازنویسی کردیم . بدین ترتیب

1. صبحانه و ناهار اول در مسیر

2. شام اول لوبیا هات داگ

3. ناهار دوم کباب تابه ای به روزبه

4. شام دوم ماکرونی

5. ناهار سوم لوبیا تن در راه

6. شام سوم در خانه هستیم !

مقرر شد که سعید گازوئیل تهیه کنه . در سفر قبلی که در بهار بود دو تا عقرب و در سفر قبلی تر یک رتیل مشاهده شد که ! مقرر شد که سعید چند روز قبل از سفر چوب هایی که توسط من با بابا هماهنگ شده است را تحویل بگیره . مقرر شد من به شکل روزانه وضعیف آب و هوای منطقه انارک را مورد انلایز قرا بدم که احتمال بارندگی نداشته باشیم . شرط هوای صاف هم از سفر قبلی حذف شد و صرفاً هوای بارانی ملاک رفتن یا نرفتن ما هستش .