اردیبهشت 87
Untouchable, Part 2
در اتاق محل خدمتم نشسته بودم و به وبلاگم می اندیشیدم . حاصلش وبلاگی شد که بعد از چهار سال نوشتن دیروز فیلتر شد !
چیزی بیشتر از این نمی توانم بنویسم ...
پشتش چیزی نیست ، به سختی میتوانم احساسم را بنویسم . شورشی از خشم و نفرت ، سرخوردگی و آرامشی که از بیدار بودن ذهنم می آید .
Untouchable, Part 2
در اتاق محل خدمتم نشسته بودم و به وبلاگم می اندیشیدم . حاصلش وبلاگی شد که بعد از چهار سال نوشتن دیروز فیلتر شد !
چیزی بیشتر از این نمی توانم بنویسم ...
پشتش چیزی نیست ، به سختی میتوانم احساسم را بنویسم . شورشی از خشم و نفرت ، سرخوردگی و آرامشی که از بیدار بودن ذهنم می آید .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 19:33 توسط سامان
|