کپی رایت

متن بدون ویرایش ...

دهه هفتاد و هشتاد بود و نوار کاست حکم میراند! اون دوران حداقل در دهه هفتاد نه کامپیوتر فراگیر شده بود و نه اینترنت . در دهه هشتاد که اینترنت پر سرعت اروم آروم وارد خونه ها شد کم کم MP3 ها و سی دی شروع کردن به رشد کردن و تب ارشیور و سازی و عطش جمع کردن و گوش دادن به سالیان سال عقده تو بین همه فراگیر شد. اما این تب داشت چیزیو آروم آروم از مردم میگرفت و اثریو رو مردم میذاشت که نتیجش تبدیل شده به بخشی از فرهنگ گوش دادن ما مردم .

در دوران کاست ما با دو محدودیت مواجه بودیم . محدودیت زمان یعنی هر کاست توان نهایت یک ساعت و نیم ذهیره موسیقی را داشت و دوم محدویت عرضه و دیت یابی به مارکت موسیقی . این دو محدودیت که یکیش ذاتی و دومی شرایط ایران و حدودیت های سیاسی بود باعث میشد که چیزی که دستته بارها و بارها گوش بدی .تمام زیرو زبر آهنگهایی که روی کاست های محدودی که داشتی را از حفظ باشی و تمام اونارو به قولی حضم و جذب کرده باشی . آروم آروم با اومدن ام پی تری و سی دی و ذخیره سازی صد ها آهنگ روی سی دی و دی وی دی باعث شد مردمی که محدودیت های قبلیو تجربه کرده بودن الان به سرعت برای جبران اون محدویدت شروع به جمه آوری آرشیو کنن . کم کم اون گوش دادن های عمیق و پر تکرار و اون غرق شدن در همان موسیقی ها و ترانه های محدودی که داشتی جاشو داد به گوش دادن های سطحی و نکست زدن ها و رفتن روی ترانه های مختلف و به سرعت گذشت از آلبوم های یکی پس از دیگری بدون داشتن اون درگیری ها و ارتباط قدیمی . دیگه مثل گذشته نشدیم . دیگه آرشیو ها زیادی داشتیم حتا اگه از آرشیو خبری نبد جایی بود که به سرعت میتونستیم بگیم چیزی جدید چی داری !!!؟ سی دی جدید و صد ها اهنگ جدید . در واقع دهه هشتاد چند اتفاق توئمان باعث شد این فرهنک عجیب سطحی گوش دادن عمق و رشد سریع تری به خودش بگیره و ابعاد جدیدی ایجاد کنه .

با رشد کامپیوتر در دهه هشتاد عملا مردم جایی داشتن که میتونستن موسیقی هاشونو ذخیره کنن کپی کنن و به هم اشتراک بزارن هم زمان موسیقی پاپ ایران فرصت پیدا کرد هبود در داخل رشد کنه . ازادی های داده شده بود و خوانند های بسیاری معرفی شده بود. بسیاری از این خواننده ها در استودیوهای کوچک خانگی با فرصتی که توسط همین آزادی ها و کامپیوتر ها و نرم افزارها براشون ایجاد کرده بود موسیقی ها و ترانه های نه چندان قوی می ساختند و در این بستر انتقال سریع داده ها، سی دی و فلش گوشی ها کراهاشونو به گوش مردم می رسوندن و از اونجایی که کارهای قوی نبودن به این فرهنگی سطحی نگری دامن زدن !

یعنی میخوام بگم دو اتفاق اولی به یک باره آزاد شدن موسیقی پاپ در دهه هشتاد و دومی فراگیر شدن سی دی و فرمت ام پی تری در این دهه دست به دست هم داد تا مخاطب ببینه که میتونه از این حجم عظیم موسیقی که عموما بی کیفیت بودن به راحتی میتونه گذر کنه و نکست نکست نکست نکست تا دنبال چیزی بگرده که دوست داره . در ابتدا شاید خوب به نظر برسه اما ادر ادامه این پریدن ها و پریدن ها از یک کار به کار دیگه از یک خواننده به خواننده دیگه و دوپامین این که شاید در بین این هزاران موسیقی ارشیوی کار بعدی بهتر از اینیی باشه که دارم گوش میدم باعث شد دیگه هیچ البومی از اول تا آخرش گوش ندیم به پستی بلندی های موسیقی و به ظرافت ها توجهی نکنیم . ارزش کارها از بین برن و آهنگ ها در انبوه آرشیو ها فراموش بشن یا فقط به شکل صداییی در پس زمینه یا فقط در حد کم تر از یک دقیقه پخش شن .

چه ربطی به کپی رایت داره ؟

از عوارض جانبی کپی رایت اینه که تو مجبور شی بدی برای چیزی که گوش میدی پول بدی. و وقتی پول بدی دیگه آرشیور درست نمیکنی و چیزی که دوست داری فقط میخری و وقتی چیزیو که دوست داری میخری بارها بارها خوب گوش میدی بهش و اینجوری امکان این که اون فراموش بشه کمتر میشه . با کپی رایت جلوی آرشیور فله ای ده ها ده ها گیگ موسیقی که کلی پولشه گرفته میشه . هم خودت سود میبری هم با نشار و تولید کننده و صاحب اثر سود می رسونی !

کپی رایت مثل محدودیت کاست زمان دههه هفتادو هشتاده .

Senua

هل بلید دو حماسه سنوآ هم تموم شد. نمی دونم چرا دو پست قبلی نوشتم گارفیکش تعریفی نداره اتفاقا گرافیکش فوق العاده بود انعکاس آب و شفافیتش عالی بود بافت صخره ها و شکستگی ها و سایه ها ریز و درشتش عالی پرداخت شده بود . داستان فوق العاده صدا بردای ورای تصور بازی ملینا یورگنس در نقش سنوآ حرف نداشت . جالب اینجاست که ملینا اصلا بازیگر نیست. در استودیو سازنده بازی؛ نینجا تئوری تدوینگر و مسئول ویدیو بود که موقتا در شروع برنامه برای تست موشن کپچر جلوی دوربین رفت که اینقدر خوب بازی کرد که در آخر نقش سنوآ بهش دادن !

اما ایراد بازی این بود که من به عنوان پلیر تقریبا نقش ماست داشتم شایدم هویج و خیار !!! فقط راه میرفتم دو سه ضربه و جاخالی و کات سین . پیاده روی ها طولانی دو سه معمای ساده و کات سین . هیچ درگیری خاصی تنوع ضربه کسب مهارتی یا حداقل معماهای ذهنی کمی پیچیده تر در بازی دیده نمی شد . چیزی که شنیدم و خوندم بازی از این کمبودها و اینکه شبیه فیلم تعاملی بود تا بازی بسیار ضربه دید. اما امتیازات خوبی گرفت نه در حد شاهکار ولی امتیازات و نقدها عموما مثبت بود .

در هر صورت به شخصه از بازی لذت بردم و دوست دارم در آینده بازم پلی بدمش.

Nvidia - NTC

داشتم یه ویدیو تست گیمینگ کارت گرافیک 5060 انودیا میدیدم هم زمان متعجب شدم و اعصابمم خورد شد! این کارت حافظه همراه با کارت 5050 حافظه 8 گیگی دارن که نسبتا برای بازی های امروزی لب مرزه و گاها کاملا کم . مثلا موتور بازی سازی کپ کام خوره رم هستش و قطعا کارت های با گرافیک 8 گلوگاه وی رم پیدا میکنن .

راوی آنباکسینگ و تست بازی گرافیک 5060 ما کارت ایسوس سه فنه آن باکس کرد کمی مقایسه کرد با 3070 د نسل پیش که این کارت بهش میبازه و با نصف این قیمت میتونید 3070 تهیه کنید و این حرفا و هم زمان از رم پایین این کارت شاکی شد ولی نکته ای گفت عجیب قافل گیرنده بود و اون فناوری NTC بود که این کارت ازش پشتیبانی می کنه.

فناوی فشرده‌سازی عصبی بافت‌ها (Neural Texture Compression) یا به اختصار NTC میتونه بیش از هشتادو پنج درصد از وی رم مورد نیاز بازی کم کنه. بدون اینکه تاثیر کمی روی بافت بازی ها داشته باشه .

Senua's Saga: Hellblade II

به این فکر میکنم که سنوآ اسکیزوفرنی داره ؟ ممکنه ؟ چیزی نشیندم در موردش البته جستجویی هم نکردم ببینم آیا تئوری مطرحه که سنوآ اسکیزوفرنی داره .

تنظیمات گرافیکش محدوده البته محدوده نسبت به تنظیمات پیچیده و بلندبالای رزیدنت اویل 9 با گرافیک فوق العاده عالی. گرافیک سنوآ به نظرم تعریفی نداره حتا فک کنم از یک هم ضعیف تره با اینکه نرخ فریم رو 70 فیکس کردم ولی انگار سی فریم دارم ! کمی عجیبه.

بازی کنترل 2 اومده با نام CONTROL Resonant بازی خطی و اکشن یک درتس کردن جهان باز اکشن هک اند اسلش با المان های یه بازی RPG نه با آر پی جی حال میکنم نه با جهان باز . البته جهان باز محدود بد نیست ولی اصلا با چیزی در حد جی تی ای خوشم نمیاد فک کنم برای همینه که سایبرپانک منو نمیکشه سمت خودش . کلا از بازی هایی که نا تمام هستن و سالیان سال میشه بازیشون کردن و هزاران ایستر اگ و ماد و اسکین و از این کسشرات دارن خوشم نمیاد.

گفتگو

دوستی نظری به نوشته Koe no Katachi - A Silent Voice - 2016 گذشات که به نظرم لازم شد به صورت پست نوشته بشه همیشه از بحث و گفتگو خوشم میومده . البته علت اصلی این بود که داشتم جواب دوستمونمو میدادم دیدم محدودیت کلمه دارم !

اصولا نمیان تو کتاب های درسی مخصوصا مقاطع دبستان به طور مستقیم راجع به قلدری صحبت کنن،
تو کتاب های درسی بیشتر راجع به احترام به همکلاسی و عدم آزار اذیت صحبت شده که خودش تاثیر غیر مستقیم رو داره!
و توی مقاطع بالاتر راجع به آسیب های اجتماعی صحبت شده.
و حتی توی کشور های اسیای شرقی مثل ژاپن و کره جنوبی که قلدری مدراس خیلی شایع هست اصلا مستقیم تو کتاب هاشون راجع به این مسئله صحبت نشده.

پاسخ: در دوران من چه مستقیم چه غیر مستقیم چز خاصی گفته نمیشد . کلا نظام آموزشی ما نظام آموزشی محضه و پرورش و درس زندگی داده نمیشه . درس آماده شدن برای خطرات و مشکلات بیرون .
کلا کشوری که درگیر نیازهای اولیه زندگیشه جایی برای اینجور داستانا نیست . نه نظام حاکمش براش اهمینی داره بچه با چه تروماهایی بزرگ میشن و نه در خانوادش اهمییتی داره . اصلا خانوادش در این باغ ها نیست . فکر نکنم بخوای بگی که اونجا هم مثل اینجاست و فرقی نداره !
ممنونم

نمیدونم دوران تحصیلتون زمان نظام قدیم آموزش پرورش بوده یا نظام جدید ،
ولی خب توی چند سال اخیر کتاب ها خیلی تغییر کرده.
و همچنین خود آموزش پروزش(البته که همچنان کلی آسیب مضخرف داره که اگه بخوام بنویسم خیلی طولانی میشه و به عنوان دانش آموز بد بخت کنکوری اصلا منکرش نمیشم،به هیچ وجه.یکیش همین که نظام آموزش مارو زمان پهلوی از ساختار اموزش فرانسه نوشتن و هنوز تغییر ندادن بااینکه فرانسه حداقل سه بار نظام آموزشش رو تغیر داده)
ولی خب الان کتاب ها خیلی تغییر کردن و دو سه سال هست که برای مدارس دولتی که آسیب های بیشتری هست مشاور در نظر گرفتن و خب تاحدودی پیگیرن.و حتی نسبت به اسیب به خود یا خودکشی و اینجور چیزا گروه روانشناس دارن(حداقل شهر من)و وضعیت مدارس غیر دولتی هم جداس،غیردولتی اگثرا خود مدرسه پیگیر وضعیت دانش اموزه.
و خب بااینکه خیلی موضوعات مهم دیگه از دستشون در رفته تواین مورد یکم خودشون رو جمع و جور کردن.
و در پایان،بله وضعیت کشور به خصوص اقتصادی اصلا متعادل نیست ولی خب اینکه چشممون رو به همه چی ببندیم هم یه جوریه..
درسته سخته ولی خب .

[پاسخ:]

نمیخوام وارد یکی به دو بشم . بحث من در مورد اینکه یکی دو تا مدرسه دو تا روان شناس آوردن و فرضا در مورد خودشکی مشاوره میدن اونم در کشوری که آمار خودکشیش امنیتیه ! نیست . بحث سر ساختار پرورشه و چون پرورشی وجود نداره دو سه حرکت و دو سه مطلب در فلان کتاب حرکت سیستماتییک برای بهبود وضعیت به حساب نمیاد . فلان وزیر و مدیر میان چهار تا چیزو میکشه بیرون چهار تا چیز دیگه میزاره داخل کتاب . بحث فرهنگ سازی مقوله پیچیده فراگیریه .
برای نمونه کدوم مدرسه ما الفبای ابتدایی موسیقی یاد میده ؟ کلا هنر به خطاطی و نهایت طراحی خطم میشه ! این بر میگرده به نگاه سیاست مدار ما که با روشنگری و روشن سازی مخالفه . کدوم معلم ادبیات چهار تا کتاب درست و حسابی تو مدرسه معرفی میکنه و نظر دانش آموزاشو در موردش می خواد ؟ زمان من نبود و بعید میدونم چیز خاصی الان تغییر کرده باشه . آموزش و پرورش یکی از نهاد های به حساب میاد که مدیرانش گذینش قوی دارن از گذینش چنین سیستمی چیز درستو درمونی بیرون نمیاد !
بله میشه گفت فلان کتاب فلان پایه مدرسه گفته دروغ نگید و فلان مدرسه فلان مربی آموزشش میاد آموزش فلان چیزو میده .... من هفده ساله تو این سیستم دولتی هستم و کاملا میدونم این جلسات این آموزش ها چطور زاده میشن و چه بازدهی پوچ و بی ثمری دارن . چون ادا درآوردنه ادای چیزیو در میارن که قبول ندارن واسه همین در حد شعار و چند اشاره زودگذر و موقتی باقی میمونه .

*از پاسختون معلومه آدم دغدغه مندی هستید،
نظرتون رو راجع به آوردن مشاور در مدارس به طور کامل قبول ندارم،
خیلی زیاد هستن افراد دغدغه مند مثل شما در مدارس.
و بله متاسفانه مشکل اصلی در سیستم مدیران هست.حتی شاید اصل آموزش و پرورش رو اجرا میکردن اتفاق بهتری رقم میخورد تا این شیوه اای سلیقه ای رو و در پاسخ قبلیم هم گفتم که نقد خیلی زیاده به سیستم های دولتی علل الخصوص آموزش و پرورش که وظیفه ی تربیت نسل آینده رو داره.
ولی خب چشممون رو به همین اصلاح کردن های کوچیک نبندیم.
سیستمی که مدت ها منفعل و قدیمی بوده رو نمیشه به سرعت تغییر داد،مخصوصا اینکه مدیران اصلی(بخونید وزرا) هنوز طرز تفکر قدیمی رو نسبت به آموزش دارن و شاید اگه کمی دید باز تری به مسئله داشتن میشد خیلی آموزش هارو جایگزین کرد.

معلمین خیلی زیادی هستن که طبق نظر آموزش و پرورش جلو نمیرن و هنر واقعی و حتی روح ادبیات رو به دانش آموزشون نشون میدن(:
و موضوع دیگه،
شاید اشتباه میکنم ولی خب خیلی نگاهتون حکومتی و منفی طوره ،
کل ساختار رو اشتباه میدونید.ولی خب اصل ساختار چندان که فکر میکنید به طور کامل اشتباه نیست،البته قبول دارم نیاز به اصلاح داره.
مقصر فرد مسئوله.اونی که توی چندسال مسئولیتش بخاطر راحت طلبی و عافیت طلبی و منفعت طلبی خودش و اطرافیانش حاضر نیست تغییری توی ساختار ایجاد کنه،درحالی که میدونه فقط چند صباح مهمون اون میز و صندلی و دفتره.و من هم افراد نزدیکم توی سیستم آموزش پرورش هستن و از سنگ اندازی های بالادستی ها و خب فسادی که هست مطلعم(😂)
ولی دیدتون خیلی منفیه😂
بااحترام.
متشکر از اینکه نظر شاید کمی مخالفتون هم پذیرا بودین.

[پاسخ:]

بحث کوتاه میکنم خانه از پایبست ویران است. دید منفی کسی داره که تو سویس داره زندگی میکنه یه دزدی میشه یا یه پارتی بازی کوچیک میشه میگن واااای سویسو فساد برد ! نه منیکه در ایران زندگی میکنم عزیز. دراین ویرانیه پوچو بی هدفو سرگردان .

Koe no Katachi - A Silent Voice - 2016

دقایق ابتدایی انیمه با قلدری های یک دانش اموز به دانش آموز ناشنوا شروع میشه و من در افکار خودم به سرعت تمام آن چیزی که از جامعه تلوزیون آموزش و پرروش و هر آنچه که جامعه به طور کل به من یاد داده را به مرور میکنم و دریق از پیدا کردن یک خط نوشته ، یک صحنه و یک کلمه های که از دهان کسی بیرون بیاد که بگه به هم کلاسی هاتون قلدری نکنید.

خاورمیانه ای بدبخت لوزر عربده کشان ...... هااااااا نابودی نابودی .....