گروه های تاریخ انقضا دار

مدتی پیش ایده ای درباره شبکه های اجتماعی به ذهنم رسید.
ایده من تحت عنوان گروه موقت یا تاریخ انقضا دار میباشد
گروه موقت به گروهی گفته میشود که ادمین برایش سقف زمانی تایین میکند و بدین شکل  بعد از رسیدن به تاریخ مورد نظر گروه خود به خود حذف میشود .
حال چه فایده ای این گروه های تاریخ انقضا دار دارند :

اکثر گروه ها پس از تشکیل سه فاز زمانی را طی میکنند . که من در مثالی به این سه فاز میپردازم .
فرض کنید دوستان دوران دبستان یا راهنمایی یا دانشگاه همدیگر را پیدا میکنند و پس از گرفتن شماره تلفن همدیگر ، گروهی را در تلگرام یا واتزاپ تشکیل میدهند . پس از تشکیل گروه  در فاز اول در خوشبینانه ترین حالت ممکن اعضای این گروه تا بیست سی روز به رد و بدل کردن خاطرات ، احوال پرسی و گرفتن اطلاعات از وضعیت زندگی یکدیگر میپردازند و پس از این مدت کوتاه گروه وارد فاز دوم فعالیت خود میشود . در این فاز کم کم از حجم پیام های شخص گروه کاسته شده و آرام آرام گروه روی می آورد به پیام های عمومی . بدین ترتیب شروع میکنند به فوروارد کردن پیام ها از کانال ها و گروه های دیگر ! بعد از مدتی از تعداد این پیام ها نیز کاسته شده و گروه وارد فاز سوم میشود ، دوران سکوت ! در این فاز گروه رو به خاموشی میرود و ممکن است بعضی از اعضای گروه که در دو فاز قبلی فعالیت کمتری داشتند ممکن است گروه را ترک کنند . اما ترک گروه برای بیشتر اعضای گروه مخصوصا  آنهایی که در گذشته دوستیشان به هم نزدیکتر بوده بسیار سخت و در بیشتر موارد غیر ممکن است .
اینجاست که گروه تاریخ انقضا دار به کمک می آید و به راحتی میتواند از ورود گروه به دو فاز آخر جلوگیری کند . همچنین از تعداد گروهای بی مصرف و کم کارکرد و کم بازده کاسته میشود .

پتنت خوبی است !

وآژه های تهی

واژه ها در این مرز نفرین شده از معنا تهی شده اند .

لطفاً حرف نزنید ! واژه ها تکیده و لاغرند ، نای تاثیر ندارند .

Bill Withers

فیلم The Heat با بازی ساندرا بولاک و ملیسا مک کارتی را میدیم . وقتی یک ساعت . سی دقیقه و پنجاه و پنج ثانیه از فیلم گذشت موسیقی بسیار زیبایی شروع به پخش شد .

آهنگی با نام  lonely town lonely street از Bill Withers . و سپس برای دانلود آهنگ اقدام کردم که اینترنتم صفحه باز نمیکرد با مخابرات تماس گرفتم گفت مودمتو پنج دقیقه خاموش کن . خاموش کردم ولی مشکل کماکان سر جایش بود .

به آپدیت سنتر ویندوز 10 سری زدم دیدم بععععله آفیس در حال آپدیت شدن هستش . از آنجا که این نسخه ویندوز ده قابلیت خاموش کردن آپدیت را نداشت باید از راهی دیگر وارد میشدم که از طریق اینترنت راه مورد نظر را پیدا کردم و آپدیت سر خود ویندوز گاد دمن سان آو بچ را برای همیشه خاموش کردم و سرعیتم برگشت .

با مراجعه به www.onemusic.co توانستم آهنگ را دانلود کنم .

آهنگیست بسیار زیبا که حتماً باید گوش داد .

whatsapp , Telegram , Instagram , Facebook

مدتی هستش که همه این مزخرفات را از گوشیم پاک کرده ام  . نتیجه شارژ باطری طولانی و خیالی آسوده تر .

حال کمی میتوانم به خود فکر کنم و روی کارهای اساسی برنامه ریزی کنم . در همین مدت تمریناتم منظم تر شده و لذت بیشتر و بهتری از پیشرفتم میبرم . وقت کرده ام کمی به موضوعات دورو برم  فکر کنم .  البته آن زمان که این ها را روی گوشیم داشتم  زیاد گرفتارشان نبودم . بلکه حذف این ها باعث شد به طور کامل رها شوم  .

در این تکه از زمین فقط باید به فکر آرامش بود .

 وقتی به مدت زمان استفاده از این مزخرف ها می اندیشم میبینم هیچ سودی نداشته اند . بیهوده و تماماً بیهوده ... حال میتوانم کمی بنویسم .

ریکاوری

 

دوستی دارم هم سن و سال خودم . سال پیش تصمیم گرفت که استخر ماهی گرم آبی کرایه کند و پرورش ماهی انجام دهد . و این کار را کرد . مجرد است و اهل آرامش . بچه خود ساخته ایست و دست به آچار و کتاب خوان . هم چون من ، یک اتاق با یک کامپیوتر و اینترنت و کتاب و ساز برایش کافیست که مدت ها از آنجا بیرون نیاید و این دقیقاً خصوصیاتیست که به درد یک استخردار میخورد .

الان نیز سر استخر خود است و قرار است من نیز در کار با او شریک شوم . کاری به دور از دق دقه های کار خودم . دوست دارم هر چه سریع تر کارم را در استخر شروع کنم . اول با سرمایه گذاری و آرام آرام خودم وارد کارش شوم . و سپس در بازه زمانی خاصی این کار شوم را با مردمان بی ریختش رها کنم به حال خودشان . احساس رهاییم در آن روز را میتوانم الان در وجودم احساس میکنم . میتوانم مزه رهایی از این زندان را زیر زبانم بچشم .

این دقیقاً آن چیزیست که میخواهم . ممکنش کمی تردید ها باشد . ممکن است کمی برایم سخت باشد البته نه خود کار بلکه چنین تغییری . ممکن است کمی ترس از درآمد باشد . اما این کار شرایطی دارد که با نوع زندگی و شرایطی که برای ماندن در آن چیزی که از من باقی مانده متناسب .

من در حال تغییرم هم چون جو مریخ که به واسطه نیروی الکترومغناطیس ضعیفش هر لحظه مقادیری با برخورد طوفان های خورشیدی کنده شده در فضا پراکنده میشود .

هر چه هستم به هر میزان ، که مقدارش مهم نیست این نسبت است که مهم است و من نسبت به آن چیزی که بودم در حال فروپاشی هستم . حتا ممکن است بعد از مدتی دیگر خودم نباشم . حتا ممکن است به تاریخ مکتوب خود در دفاتر و اینترنت شک کنم که آیا واقعاً خودم بوده ام !؟

احساس خاموش شدن میکنم . احساس میکنم تمام چیزهایی که ظاهر خوب است در باطن بر ضد من شده اند . احساس میکنم قدم زدن در این راه ، راهی که ظاهر هموار و در باطن باتلاقیست ، به جایی ختم نمیشود . احساس میکنم در حال ضعیف شدنم و قدرت مبارزه ام روز به روز در حال کم شدن است . روحم حساس تر شده و شکننده تر هم زمان خشم زنانه ای گاه در من گر میگیرد که بازتاب روحیات درونی من است . و ترسی که حاکم میشود .

شروع ریکاوری . اراده ایست که باید خرج کنم . تصمیمی که باید بگیرم و شروعی که از تغییر شرایط کاری من لازم است .