"دات آی آر نام دارد بند موزیکالی که نغمه در مقام کاسته می سازد "



"دود کردن در تاریکی" اثریست از بند مذکور در همایون کاسته با فضایی گیرا و آشنا


برای دانلود اثر روی عکس کلیک کنید

ایمان آوردم به خدا و رسولش


سوالی پرسیدم از www.pasokhgoo.irمتن سوالم چنین بود

"در کتاب تحریرالوسیله اما خمینی چنین نوشته شده : مساءله 12 - كسيكه زوجه اى كمتر از نه سال دارد وطى او براى وى جايز نيست چه اينكه زوجه دائمى باشد، و چه منقطع ، و اما ساير كام گيريها از قبيل لمس بشهوت و آغوش گرفتن و تفخيذ(4) اشكال ندارد هر چند شيرخواره باشد، و اگر قبل از نه سال او را وطى كند اگر افضاء نكرده باشد بغير از گناه چيزى بر او نيست ... چرا چنین حکمی در اسلام وجود دارد در حالی که مدانیم حکم بالا کاملاً غیر منطقی و به دور از انسانیت انسان است ؟ لطفاً پاسخ دهید ."

تفخیذ: تفخیذ یعنی بردن تمتع جنسی از بین رانها .

جوابی که شنیدم چنین بود امیدوارم کسانی که میخوانند صبر پیشه داشته باشند و مضوع را تا آخر بخوانند

با سلام و تشکر از ارتباط¬تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی در طرح این پرسش بین مسائل اخلاقی و مسائل حقوقی خلط شده است، به تعبیر دیگر شما با ابزار اخلاقی مسائل خارج از حوزه اخلاق را مورد ارزیابی قرار داده اید، در حالی که بین مسائل اخلاقی و مسائل حقوقی ازحیث منطقی نسبت عموم من وجه است و لزوما انطباق وجود ندارد؛ یعنی بسیاری از قوانین در جوامع مختلف مشاهده می شود که به دلیل پاره ای ملاحظات و بر اساس برخی پیش فرض ها مطرح می شوند تا جلوی خلأ قانون در این مورد خاص را بگیرند، اما این امر به معنای مطلبو اخلاقی بودن انجام همان قانون نیست. در واقع هرچند بسیاری از قوانین در همه جای دنیای از منظر فرهنگ و آداب و رسوم همان منطقه اخلاقی و منطقی هستند اما در عین حال بر اساس همان ضوابط برخی از امور قانونی هستند اما اخلاقی محسوب نمی شوند و بالعکس برخی امور اخلاقی هستند که قانونی به حساب نمی آیند. آنچه در رساله های عملیه بیان می شود در واقع تبیین قانونی حدود و جزئیات روابط و قوانین مشخص و منضبط در روابط انسان ها از نگاه قانون گذار شریعت اسلام است نه تبیین کم و کیف مطلوب یا نامطلوب بودن آن ها و به همین جهت است که اگر به همه قوانین ملت ها نگاهی بیفکنیم همین نگاه خشک و ضابطه محور را خواهیم دید که در مواردی مورد تعجب کسی که با نگاه اخلاقی و انسانی به آن می نگرد را فراهم می آورد. قانون می گوید هر کس حق تصرف در اموال خود را دارد و به هیچ وجه ملزم نیست که مال خود را به دیگری ببخشد؛ اما اگر فرض کنیم که فردی دارای آب و غذای فراوان است و در برابر او افادی از تشنگی و گرسنگی در حال مرگ باشند، طبق قانون ممانعت فرد مالک از کمک به این افراد نیازمند کاملا درست است اما از نظر اخلاق این رفتار بسیار زشت و غیر قابل قبول است؛ یا دزدیدن فرزند خردسال پدری معتاد و بد رفتار که جز نگون بختی و نکبت برای فرزند خود سرنوشتی به بار نمی آورد و قرار دادن این کودک در موقعیت رفاه و تحصیل و رشد مناسب امری مطلوب و اخلاقی به نظر می آید اما به هیچ وجه قانونی نیست .

روشن است که در تبیین ضوابط قانونی همواره معیار و مبنا امور کلی و زیر بنایی و اساسی است ، هرچند در اسلام تنها بر مبنا و معیار قرار دادن قانون شرع در زندگی و در روابط فردی و اجتماعی تاکید نشده و همواره بر امور اخلاقی و ضوابطی بالاتر و دقیق تر از مناسبات خشک قانونی تاکید شده است؛ مثلا در قانون شریعت اسلام وظایف زن و مرد در امور زندگی کاملا مشخص است و زن مجبور و موظف به انجام هیچ کارهای داخلی خانه و خانواده نیست؛ (1) اما در عین حال اسلام همواره زن و مرد را به همراهی و همکاری در امورات زندگی دعوت نموده و حتی پیامبر در تقسیم کار میان دختر و داماد خود فراتر از اصل شرعی ماور داخل منزل را به حضرت زهرا سلام الله علیها و امور بیرون منزل را به امام علی (ع) واگذار نمودند. (2)

با توجه به این مقدمه نسبتا طولانی به موضوع اصلی می پردازیم: آنچه در رساله های عملیه مطرح می شود و در مباحث فقهی مد نظر است بیشتر همان جنبه قانونی و ضوابط مبنای روابط انسان هاست که به نوعی کف ضوابط رفتاری مسلمانان را تبیین می کند، اما لزوما بیان رفتار مطلوب و درست از منظر اخلاقی نیست. مساله ازدواج با دختر کوچک و نابالغ امری است که هرچند برخلاف روال طبیعی و عادی ارتباط بین یک زوج و به جهت تشکیل خانواده است ، اما در جای خود و بر اساس ضوابط و فلسفه خاص خود امری قابل قبول و منطقی است و نکات متعدد قابل توجه در منطقی بودن اصل شکل گیری چنین ازدواجی وجود دارد که بررسی آن ها مجال خود را می طلبد، اما مسلما این قبیل ازدواج ها به منزله ایجاد یک زندگی و خانواده متعارف و روابط زناشویی متداول نیست. یعنی هدف از پذیرش آن همسری به معنای طبیعی نیست، اما در عین حال به واسطه اجازه دادن این امر در شریعت ، مشکلات بسیاری در روابط اجتماعی افراد بر طرف می شود که شرع مقدس به خاطر این امور و در عین رعایت مصلحت دختر به جواز و امکان آن رای داده است. مثلا در نتیجه این ازدواج ها امکان سرپرستی یک کودک یتیم یا محرمیت یک مرد با مادر یا مادربزرگ کودک فراهم می گردد یا بسیاری از مصالح پیدا و پنهان دیگر تامین می گردد که در مسایل مربوط به فرزند خواندگی، در برخی موارد تنها راه ایجاد محرمیت بین والدین و فرزند خوانده استفاده از اجرای صیغه عقد توسط پدر بزرگ و نظایر او است که بسیار مهم و راهگشا است .

حال بر فرض پذیرش شکل گیری این ازدواج ها تبیین حدود و ثغور قانونی روابط این زوجین مسئولیت مهم قانون گذار است که بر اساس حکمت ها و مصلحت ها این ضوابط را تبیین و معین نماید؛ بر این اساس این پرسش مطرح می شود که اگر مردی به دلایل گوناگون با دختری خردسال ازدواج نمود ایا می تواند نوعی بهره مندی جنسی از او داشته باشد یا این امر مطلقا ممنوع است؟ اگر فارغ از پیش داوری ها و هجمههای تبلیغاتی و روانی به این مساله بنگریم می بینیم که اصل ایم مساله نه منع عقلی دارد نه منع انسانی و اخلاقی و اصولا جواز بهره مندی جنسی شوهر از همسر نابالغ بدون اذیت و آزار جسمی و روحی او یک مسئله حقوقی است که می تواند صورت رفتاری اخلاقی را نیز داشته باشد. البته روشن است که همین امر می تواند به صورت رفتاری ضد اخلاقی هم اعمال شود؛ پس باید ضابطه دقیقی در این رابطه داد، ضابطه ای که فقه متکفل بیان معیار حقوقی آن است و حکم به جواز با رعایت ضابطه ای معین می دهد، هر چند در اخلاق توصیه های مختلف دیگری ارائه می شود و مثلا به او توصیه می شود که از این حق به گونه ای استفاده کند که از دائره اخلاق بیرون نرود؛ چنان که در سار موضوعات همین گونه است و مثلاً در مورد قصاص اصل حقوقی می گوید که اولیای مقتول حق قصاص دارند و قرآن این امر را نماد حیات می داند (3) اما در عین حال که این حق را به اولیای مقتول می دهد، در آیه دیگر مساله عفو و گذشت و تبدیل قصاص به خون بها را مطرح کرده حتی توصیه به آسان گیری در این امر می کند.(4) بر این اساس چون در ازدواج با دختر نابالغ نوعا تنها محرمیت و شرایط عادی ناشی از زوجیت حاصل می شود و بر این اساس در ضابطه فقهی گفته شده که تا زمانی که دختر امکان ورود در عرصه روابط جنسی را پیدا ننماید، شوهر حق برقراری روابط متداول جنسی با او را ندارد، چون این کار می تواند صدمات جدی جسمی و روحی بر وی وارد کرده، او را با خطرات بزرگی مواجه سازد ؛ اما سایر بهره مندی های طبیعی و عادی هم که لطمه ای به جسم و روح دختر نابالغ وارد نمی سازد و برای او بیش تر جنبه رابطه ای عاطفی خواهد داشت مجاز است.

هرچند چنان که مکرر بیان کردیم برخی ازاین رفتارها ممکن است در مواردی اخلاقی محسوب نشود، اما وظیفه فقیه بیان ضابطه رفتارهای قانونی یا غیر قانونی در حیطه روابط فردی و اجتماعی است و این حکم امام نیز بر همین اساس بیان شده است. در پایان به نکته ای ظریف و دقیق هم تاکید می کنیم که این که معیار یک رفتار اخلاقی کدام است، مطلبی اختلافی و محل تامل و دقت بسیار است ، مثلا در آداب و سنت هایی که در دنیا وجود دارد یک رفتار ممکن است نسبت به یک سنت، ناهنجار و غیر اخلاقی محسوب شود و نسبت به سنتی دیگر رفتاری کاملا بهنجار و اخلاقی باشد.

احکام اسلام را از نظر اخلاقی و ضد اخلاقی بودن باید با معیار اسلام در اخلاق سنجید، نه با معیار های اخلاقی دیگر فرهنگ ها ؛ غیر اخلاقی دانستن برخی امور مانند آن است که بگوییم همجنس بازی که طبع بشر از آن متنفر است و رابطه جنسی با حیوانات و یا آزادی زن و شوهر بعد از ازدواج در کامیابی با هر مرد و زن دیگری، که در قوانین دنیا وجود دارند، مخالف اخلاق است؛ روشن است که این گونه اشکال کردن صحیح نیست ، زیرا باید گفت بر اساس معیارهای اخلاقی ما، این رفتارهای زننده و ضد اخلاقی است و گرنه در جوامع کنونی با توجه به معیارهایی که در اخلاق برای خود تعریف کرده اند، غالب این رفتارها ضد اخلاقی نیست. از نظر معیارهای اخلاقی اسلام، لواط ، آمیزش با حیوان، برهنه زندگی کردن و روابط ازاد جنسی، اعمالی خلاف شئون اخلاقی است، اما این که شوهر دختر نابالغ، که شریعت در قبال همسرش صدها مسئولیت به عهده او گذاشته شده، بتواند او را با شهوت و بدون تحقق آزار جنسی یا عاطفی، با این حس که او همسر اوست، لمس کند یا در آغوش بگیرد یا ببوسد و اموری از این قبیل خلاف اخلاق نیست. پی نوشت ها : 1. امام خميني روح الله ، توضیح المسایل (محشي)، انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏، 1424 ه ق ، ج 1، مسأله 2412 به بعد. 2. شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة، مؤسسه آل البيت عليهم‏السلام قم، 1409 ه ق . ج 14 ص 123. 3. بقره (2) آیه 179. 4. همان آیه 178.

Safe House

 Version 1.2

این بار در خانه جدید و طرحی دیگر برای زندگی راکد که میرود که تغییری در سطوح فیزیکی قابل رویت در حیات جسمانی من باشد و نباید این برداشت شود که حیات غیر جسمانی نیز دارم ! چون ندارم و بارها گفتم که نمی خواهم که داشته باشم . و یادم می آید دو نفر در کنارم در درون ماشین صحبت هایی در مورد دین داشتند و یکیشان با وجود عدم تقید به اعتقادات مذهبی سعی میکرد منصفانه دین را از آلودگی بزداید ، تلاشی نافرجام همچون کیمیاگری که قصد دارد مفرق را به زر تبدیل کند و حتا آن سخنان نمی توانست نتایج جنبی کیمیاگری را نیز داشته باشد .

و حتا در درون خانه صحبتی شد از شرایط یکسان اسپرم ها برای لقاح و در این نیز علم ساده فراموش میشود که چطور میتوان تمام متغیرهای تاثیرگذار بر روی دو ماده یکسان را شناخت و دقیقاً ایجاد کرد ؟ ساده ترین متغیر غیر قابل تغییر وجود اسپرم ها در موقعیت های مکانی مختلف است و همین امر بسته به نزدیکی و دوری از تخمک شانس آنها را برای بارور کردن بالا می برد . چیزی که دوست عزیزمان به آن بی توجه بود .

خانه امن در حال کامل شدن است و بخش نهایی آن آماده کردن اتاقی برای درامر ! و باز مشکل صدا و خرج کردن های که گاه برای خود من نیز بی خود می نمایاند ، و شاید برای آن باشد که در گذشته آنقدر که میکاشتم درو نمی کردم و شاید همچنان چنین بپندارم ولی قانونی است که اگر هم نباشد الان زاده شده ، قانون چنین میگوید که برای چیزی که میخواهی خرج کن حتا اگر نتوانی به آن برسی !

Explosions In The Sky - Inside It All Feels The Same

و خرج میکنم و از این فریب نمی حراسم حتا اگر واقعیت داشته باشد از این دودلی ها بر سر واقعیت وجودم نمی حراسم ... می حراسم ، چه میتوانم بکنم ! هیچ پس زندگی همین است . زندگی همین روزهاییست که میرود و بهتر است که انسان این روزها را چنین بگذراند " از سر کار بیا ، لیوانی آب جو پر کن ، بر مبل بشین ، مزه کن و سیگاری روشن و به سقف نگاه کن چه قدر سپید است ... ، اوه Fuck درامز من کجاست ؟

David Torn - Do You Ever Feel Cursed

و آیا بین خلاقیت و خالقیت تفاوتیست ؟ ریشه که یکیست اما ظاهراً خلاقیت به نوعی ابتکار در حل آسان تر مسئله و مشکل ها اتلاق میشود و حال آنکه خالق یگانه میشود و مالک . خالق حتا ضعیف ترینشان در ارزش مخلوق ها در درون خود کامل است ، او خالق و توانسته چیزی را نیستی به هستی بیاورد خلاقیتی که به خالق شدن نینجامد شاید نتوان چیز با ارزشی دانستش ! خلاقیت از این رو با ارزش است و از این رو است که بشر ازدیاد نسل میکند بشر خالق میشود و میترسد و مقام خالقیتش را به خدا می دهد چون نمیداند که اول تخم مرغ بوده یا مرغ !

ولی به نظر میرسد چیزی در رابطه خالق و مخلوق وجود دارد ، به نظر میرسد دقیقاً در لحظه بعد از خلق ، خالق مقام خود را تمام کمال از دست میدهد و تمام کاخ خالقیتش فرو میریزد . وجود مخلوق به عنوان موجودیتی جدا از خالق و رابطه اش با او تمام اعتبار و قدرت خالق را به زیر می کشد در واقع با وجود کاری با ارزش ولی هیچ گونه ارزشی ندارد  . مخلوق بعد از خلق هستی جدا از خالق پیدا میکند و سوال اینجاست که آیا خالق اجازه خلق مخلوقی را دارد ؟ در واقع خلق هستی مستقل چگونه توجیه پذیر است ؟ جبر موجود در این کار مقام خالق و عملش را بی ارزش میکند ، خالق هیچ گاه نمیتواند حس کامل خدایی داشته باشد ، او نمیتواند ادعای خدایی کند و دقیقاً به همین خاطر است که خدایی وجود ندارد بلکه خالق و خوالقی ناقص وجود دارند که بعد از خلق دیگر با مخلوق خود هیچ فرقی ندارند . ما به دنبال خدایی با ارزش هستیم در حالی که خدا با خلق کردن عملاً خدایی خود را به کنار گذاشت او فقط میتواند بگوید " من فقط یک خالقم نه خداوند "  همچون سازنده اتوموبیل!  

 

برمیگردیم به کسی که می پنداشت انسان مسئول کارهای خود است و در جواب کسی که خلاف آن را میدانست و میگفت که ما در جایی به دنیا آمده ایم با فرهنگ و تربیتی خاص ، گفت " که از ریشه با تمام حرف هایت مخالفم " رو کردم به او گفتم تو میخواهی نقش تربیت و محیط را در آنچه انسان میشود انکار کنی ؟ گفت نه ولی .... ! و ولی ..... ولی ..... و ولی های بی خودی که تمام آن جمله اشتباهش را ویران میکرد .

دوقلوهای همسان را می شناسید ؟ دوقلوهای همسان که یا هر دو دختر هستند یا هر دو پسر از لحاظ ژنتیکی کاملاً یکسان هستند هر چند که ممکن ژن های خاصی در یکی فعال و در دیگری غیر فعال باشد اما بیشترین تفاوت آنها در شرایط تربیتی و محیطی حاصل میشود ، تفاوت قد ها در میزان خواب و خوراک ، و خلق خوی بسته به محیط ها و روابط ها شکل میگیرد و تفاوت پیدا میکند در کل چیزی که به آن اعتقاد دارم این است که تفاوت در نوع تجربه های زندگی انسان را میسازد بیشترین میزان شخصیت انسان نه به خاطر ژنوم او بلکه برای تاثیراتیست که از محیط کسب کرده ، امری که بسیاری به آن بی توجه اند .

چنین دوقلوهایی در آزمایشی در دو شرایط مختلف تربیتی و جغرافیایی قرار گرفتند و دارای دو شخصیت و متفاوت شدند ، حتا صورت نیز از طبیعت پیروی میکند . فرظیه ای دارم که می گوید حتا زبان گفتاری انسان ها شکل گونه ها و فک انسان را تغییر میدهد و این چنین برای تفاوت قیافه ها در نژاد های مختلف سهمی برای تفاوت زبان باید قائل شد .

در این صورت نا معقولست که بدانیم همه چیزمان در دست خودمان است و کس و چیز دیگری در شکل زندگی ما شریک نیستند . ما محصول کودکی هایمان هستیم همان زمان هیچ برنامه های نداشتیم و فکرمان به رکاب هایمان بودو خشخش برگ های که زیر چرخ های دو چرخه مان خرد میشد و تکه ای از پلاستیک فریزر که بدور سنگ آهن ربایی پیچیده شده بود و بر روی شن های مدرسه می چرخید و براده های آهن را استخراج میکرد ! فکرمان در شناخت اندام های تناسلیمان بود نه آنکه بیاندیشیم بله قرار است به چه تبدیل شویم ! . آن زمان چشمان حیران ما در حالی که حاله سفیدی دور مردمک چشممان را گرفته بود با سرهایی رو به بالا ، کلام اطرافیانی را که بی توجه به دور بر خود از دهانشان بیرون می آمد را دنبال میکردیم که چیست آن کلمات و کلمات نقش میبست در ذهنمان . آن زمان ها وقتی  تلوزیون  RTI را برای اخبار ساعت دو شبکه یک روشن میکردیم از تلوزیون چهرهای نوزادان معلول و ناقص بمب هیروشیما را میدیدم که درون شیشه هایی یخ زده به دور محوری فرضی سیصد و شصد درجه می چرخیدند و این چنین تمام  نقص هایشان برای ما پیدا می شد حتا یکشان به دجالی ممانست که دینمان وعده ظهورشان را داده " یک چشم در وسط ! " بله و حال بعده ساله ها در ذهنم نقش بسته و انسان پر است از آشوب کودکی .

چطور از ریشه قبول نداری ؟

Wishes of Happiness & Prosperity اسم تراکیست از آلبومی با نام Sacred Spirit زیباست و ارزش گوش دادن را دارد .

کولر به سمت اتاقی قرار خواهد داشت که در حال آماده کردنش هستیم ، جایی که باید بتوانیم از تعداد دسی های قدرت صدا کم کنیم هرچند که به قول یکی از دوستان باید با همسایه ها روابط صمیمی برقرار کرد به طوری که خود خواستار نوازندگی ما باشند البته این به نسبت کمی به میزان روابط عمومی ما بر میگردد و مقدار بسیاز زیادی به نوع نوازندگی ما بر میگردد !