کهکشان راه شیری ، امواج رادیوی ، رادیو تلسکوپ

دیروز بود که تلوزیون برنامه ای مستندی درباره یک مجموعه دار اصفهانی رادیو نشان داد . رادیو های زیبا از هفتاد سال پیش تا به اکنون با بدنه هایی چوبی ، لوکس که با دیدنشان دوست داشتی یکیشان را داشته باشی . لازم به ذکر هست یک تلوزیون عتیقه سیاه و سفید تی آر تی آمریکایی  در خانه پدری موجود است که پدر و مادر اینجانب تلاش های بسیاری کردند تا نابودش کنند اما با مقاومت های من هم چنان در کنج اتاق سابقم در انتظار من است .

اما در پایان این مستند راوی تصاویری را از مجومعه رادیو تلسکوپ های رثد خانه ملی آمریکا نشان داد و اقدام به انتشار حقیقتی علمی زد که بسیار جالب بود . راوی بر روی فیلم گفت این رادیو تلسکوپ ها سالیان سال است مه پیغام ما زمینی ها را به فضاهای دور می فرستند و شاید اکنون این اصوات از کهکشان راه شیری نیز خارج شده باشد !!!

اگر اطلاع داشته باشید قطر صفحه کهکشان ما صد هزار سال نوری و پهنای این صفحه هزار سال نوری هستش . اگه سرعت نور را بی خیال شویم . چنانچه این رادیو تلسکوپ ها هزار سال پیش ساخته شده بودند در صورتی که امواج خود را به سمت پهنای کهکشان ما میفرستاند اکنون این امواج از کهکشان ما خارج میشدند .

بیسواد

اهداف

چندی پیش با پیشنهاد پسر داییم تصمیم گرفتیم که اهدافمونو مشخص کنم و بر وری کاغذ بنویسیم که هم بتونیم دیدی از خواسته هامون داشته باشیم و هم بتونیم برایش برنامه ریزی کنیم . پس از این پیشنهاد من در ویرایشی اهداف را به بلند مدت و کوتاه مدت تقسیم که البته الن که دارم فکر میکنم باید زمانی خاصی برایشان تقسیم کنم چون اهداف کوتاه مدت با توجه وضعیت به شدت تمایل دارند که به بلند مدت ختم شوند و همینطور اهداف بلند مدت بشدت تمایل دارند که کلاً نباشند .

با نوشتن اهداف کوتاه مدت متوجه شدم که بعد مادی دارند . نیازهایی هستند که بایند برطرف شوند . ولی اهداف بلند مدت که بهتر است به دلیل ماهیتش جاری بنامیمش ، پیوسته باید باشند و برایش زمان پایانی نیست . بیشتر پروسه هستند تا پروژه .

1. ارتقا کامپیوتر بستن سیستم گیمینگ

یکی از تفریحات من البته نه الان ، در گذشته بازی بوده . چیزی حدود شش سال میگذرد و من با سیستمی بسیار قدیمی ناتوان در بازی کانفیگ سیستم کنونی CPU : Intel Core2 Duo E7500 Ram : 4G DDR3 Motherboard : Gigabyte EP43T USB3 VGA : Gigagbyte GT220 1G این سیستم زمانی برای خودش یلی بود اما الان برای کارهای رزمره عالی ولی بازی نوپ .

2. خرید اسپیکر مانیتورینگ

یادمه چند سال پیش اسپیکری با مارک چینی اف اند دی خریدم وقتی وصل کردم به دلیل استحاله شدن صداها دوچار سرخوردگی شدم . درست احساسی که بعد از خریدن سینمای خوانگی ال جی مدل ای آر ایکس 5500 . البته سرخوردگی دوم طبعاً به دلیل خرچ بالاتر بیشتر از اولی بود . در هر صورت اسپیکر مانیتورینگ جفت اسپیکریست برای کارهای میکس و مسترینگ . از مشخصات صدایش خالص بودن و تفکیک بالای فرکانس های مختلف هستش . برای موسیقی گوش دادن معمولا توصیه نمیکنند چون در بلند مدت به دلیل خشکی صدا آزار دهنده میشود . در هر صورت به درد می خورد هم برای بازی در جفت شدن با کامپیوتر جدید هم برای کاری موسیقی .

3. کایاک بادی !

چه چیزی میتواند همچون لذت یک سفر کوتاه دو ساعته با قایق باشد !؟ انداختن قایقی به رودخانه سپید رود و طی کرن مسیر نهاییش به دریا از آستانه به کیاشهر ! البته ایده این خرید از من نبود ولی من از او بیشتر به خریدنش علاقه مند شدم .

4. هدفون برند !

خرید یک هدفون خوب مثلاً از مارک سنهایزر از سری مدل های نویز کنسلینگ میتواند بسیار شادی آور و نشاط بخش باشد وً در دو ساعتی که در مسیر کار هستم به راحتی میتوانم بدون انواع آلودگی های صوتی مختلف که ون سیترا تولید میکند موسیقی گوش دهم .

5. خرید خانه خرید خانه بی شک گران ترین بخش این لیست است و البته حساسترینش . البته بیشتر امیدوارم بتوانم خانه ویلایی خود را بسازم اما مشکلات زیادی در این راه است . اما آپارتمان حد اقل هشتاد متر با پارکینگ اختصاصی حداقل اولویت من هستش .

ASIA Band

یکی از اعضای گروه را از دست دادیم . برای خود داستانی دارد که حوصله نوشتنش را ندارم !

داستان بر میگردد به قبل از اجرای اخیر ما . حدود یکی دو ماه پیش از اجرا صحبت هایی شد پیرامون خرید میسکر رکورد ، دستگاهی که هم حکم میکسر معمولی را برای ما داشت و هم میتوانست هم زمان هشت لاین ضبط موسیقی انجام داده میکس کرده و در قالب فایلی صوتی رو حافظه ذخیره کند . به ظاهر گزینه عالی برای ما بود .هم میکسر قدیمی من خراب شده بود و نیاز به میسکر احساس میشد و هم با ضبط کارها و گوش دادن آنها در زمانی دیگر اشکالات گرفته میشد و هم میتوانسیتم آرشیوی از کارهایمان داشته باشیم .

آرام یکی از اعضای گروه همواره خرید این دستگاه را بیفایده میدانست که خرجی ناضروریست . اما یک هفته مانده با اجرا ما تصمیم به خرید آن گرفتیم دستگاه را خریدیم . و واقعاً راضی کننده بود . کیفیت ضبطی قابل قبول و عالی .

بعد از اجرا در تالار فارابی شهرمان . بچه ها علی رغم بعضی کاستی ها انرژی خوبی از این اجرا گرفتند و تصمیم گرفتیم که در خرداد سال دیگر اجرای دوباره ای اینبار مخصوصاً برای خودمان داشته باشیم . باید اضافه کنم که این اجرای هنرجویان و استادان اآموزشگاه یکی از اعضای گروه بود که اجرای ما در بین سایر اجراها بود

هفته بعد از اجرا جلسه هم اندیشی گذاشتیم تا ببینیم کجای کار هستیم . از آنجا که تقریباً بیشتر کارها توسط من انتخاب و نت میشد . علی رضا (صاحب آموزشگاه و کارشناس موسیقی ) تصمیم گرفت که به شکل رسمی انتخاب کارها به عهده من باشه البته قبلش هم چیزهایی در این زمینه گفته بود . که البته هر بار و همینطور در اینن جلسه با مخالف آرام روبرو شد . آرام تاسکید داشت همه دو سه کار برای اجرا انتخاب کنند که صلیقه همه اعمال بشه . منتها اشکال ایم کار زمانی خود را نشان میدهد که بچه ها هیچ گونه تلاشی برای به نتیجه کارهایی که انتخاب میکردند نداشتند . کارهایی که من انتخاب میکردم اگر نت شان در اینترنت موجود نبود خودم شروع به نت کردن کارها میکردم و سپس نت هر کسی را در گروهمان به اشتراک میگذاشتم یا اینکه برایشان پرینت میگرفتم و کاری که هیچ موقع آنها نمیکردند .

فردای بعد از این جلسه آرام چند کار را در گروه تلگراممان گذاشت . از این کارها چند کار وکال خارجی داشتند که رد شد ما تاکید کرده بودیم که وکال خارجی ممنوع . اما یه کار اگیتار آکوستیک و الکتریک بود که نه درآم داشت و نه بیس و دو کار با وکال فارسی  وقتی من چند کارشو با دلیل رد کردم . آرام جبهه گرفت و گفت "این نمیشه که تو کارهای مارو رد کنی و کارهای خودتو بقبولونی ، این درست نیست و توهینه !" گفتم باشه و چند کاری که مانده بودو گفتم نت کن و بزار گروه که گفت "یه چیزی بزن دیگه !!! "

مییکسرر رکوردر توسط صندوقی گرفته شده بود که پولش ار هفت نفر از اعضایشان  از سه سال پیش با گذاشتن ماهی ده تومن جمع کرده بودند . هدف خریدن وسایل موسیقی بود و گاهی کمک های اضطراری . دو روز پیش علی رضا تماس گرفت که پول میکسر رکوردر را چطوری به صندوق برگردونیم گفتم تقسیم بر چهار کن هر ماه یه مبلغی میدیم . گفت آرام شریک میشه ؟ گفتم باید بشه . همه چی شریکیم . وقتی در انتخاب کارها خودشو شریک میدونه در این کار هم باید شریک باشه . به علی گفتم که اگر ما جای او بودیم همین یکی دو هفته را نیز صبر نمیکردیم و علی رغم مخالفت اولیه سریع شراکت خودمونو اعلام میکردیم ! علی تماس گرفت و ابوذر دیگر عضو گروه هم که همیشه نقس مترسک را دارد قرار دشد صحب کند باهاش که هیچ موقع اینکار را نکرد .

تا اینکه دیشب در گفتگویی در گروه باهاش اتمام حجت کردم . گفتم اگر تو میکسر رکوردر شریک نمیشی حق نداری برای کارهای انتخاب شده هم خودتو شریک بدونی . اونجا توهین به تو بود اینجا توهین به من . بعد شروع کرد به حرف زدن از اینکه شما به من اصلاع ندادی همه قضیه سر پول نیست و این حرفا که من روحمم خبر نداشت (از زمان خرید روحش خبر نداشت ولی از حرفش خبر داشت ) که بعد با توضیحات من قانع نشد . و گفت بهتره من از گروه برم . که منم موافقت کردم و گفتم بهرتین کاره .

و این پایان کار آرام در گروه بود . پایانی که به دست من انجام شد . و از نطفه ته ذهنم میدانستم ک ههر دو سو هیچ گونه نرمشی نخواهیم داشت و به این نتیجه میرسیم . اما ادامه دادم . چون گروه بی رهبر به هیچ نمیرسد کاری که علی رضا و ابوذر از پسش برنیامدند . همه باری هستند به هر جهت !!!