یکی از اعضای گروه را از دست دادیم . برای خود داستانی دارد که حوصله نوشتنش را ندارم !

داستان بر میگردد به قبل از اجرای اخیر ما . حدود یکی دو ماه پیش از اجرا صحبت هایی شد پیرامون خرید میسکر رکورد ، دستگاهی که هم حکم میکسر معمولی را برای ما داشت و هم میتوانست هم زمان هشت لاین ضبط موسیقی انجام داده میکس کرده و در قالب فایلی صوتی رو حافظه ذخیره کند . به ظاهر گزینه عالی برای ما بود .هم میکسر قدیمی من خراب شده بود و نیاز به میسکر احساس میشد و هم با ضبط کارها و گوش دادن آنها در زمانی دیگر اشکالات گرفته میشد و هم میتوانسیتم آرشیوی از کارهایمان داشته باشیم .

آرام یکی از اعضای گروه همواره خرید این دستگاه را بیفایده میدانست که خرجی ناضروریست . اما یک هفته مانده با اجرا ما تصمیم به خرید آن گرفتیم دستگاه را خریدیم . و واقعاً راضی کننده بود . کیفیت ضبطی قابل قبول و عالی .

بعد از اجرا در تالار فارابی شهرمان . بچه ها علی رغم بعضی کاستی ها انرژی خوبی از این اجرا گرفتند و تصمیم گرفتیم که در خرداد سال دیگر اجرای دوباره ای اینبار مخصوصاً برای خودمان داشته باشیم . باید اضافه کنم که این اجرای هنرجویان و استادان اآموزشگاه یکی از اعضای گروه بود که اجرای ما در بین سایر اجراها بود

هفته بعد از اجرا جلسه هم اندیشی گذاشتیم تا ببینیم کجای کار هستیم . از آنجا که تقریباً بیشتر کارها توسط من انتخاب و نت میشد . علی رضا (صاحب آموزشگاه و کارشناس موسیقی ) تصمیم گرفت که به شکل رسمی انتخاب کارها به عهده من باشه البته قبلش هم چیزهایی در این زمینه گفته بود . که البته هر بار و همینطور در اینن جلسه با مخالف آرام روبرو شد . آرام تاسکید داشت همه دو سه کار برای اجرا انتخاب کنند که صلیقه همه اعمال بشه . منتها اشکال ایم کار زمانی خود را نشان میدهد که بچه ها هیچ گونه تلاشی برای به نتیجه کارهایی که انتخاب میکردند نداشتند . کارهایی که من انتخاب میکردم اگر نت شان در اینترنت موجود نبود خودم شروع به نت کردن کارها میکردم و سپس نت هر کسی را در گروهمان به اشتراک میگذاشتم یا اینکه برایشان پرینت میگرفتم و کاری که هیچ موقع آنها نمیکردند .

فردای بعد از این جلسه آرام چند کار را در گروه تلگراممان گذاشت . از این کارها چند کار وکال خارجی داشتند که رد شد ما تاکید کرده بودیم که وکال خارجی ممنوع . اما یه کار اگیتار آکوستیک و الکتریک بود که نه درآم داشت و نه بیس و دو کار با وکال فارسی  وقتی من چند کارشو با دلیل رد کردم . آرام جبهه گرفت و گفت "این نمیشه که تو کارهای مارو رد کنی و کارهای خودتو بقبولونی ، این درست نیست و توهینه !" گفتم باشه و چند کاری که مانده بودو گفتم نت کن و بزار گروه که گفت "یه چیزی بزن دیگه !!! "

مییکسرر رکوردر توسط صندوقی گرفته شده بود که پولش ار هفت نفر از اعضایشان  از سه سال پیش با گذاشتن ماهی ده تومن جمع کرده بودند . هدف خریدن وسایل موسیقی بود و گاهی کمک های اضطراری . دو روز پیش علی رضا تماس گرفت که پول میکسر رکوردر را چطوری به صندوق برگردونیم گفتم تقسیم بر چهار کن هر ماه یه مبلغی میدیم . گفت آرام شریک میشه ؟ گفتم باید بشه . همه چی شریکیم . وقتی در انتخاب کارها خودشو شریک میدونه در این کار هم باید شریک باشه . به علی گفتم که اگر ما جای او بودیم همین یکی دو هفته را نیز صبر نمیکردیم و علی رغم مخالفت اولیه سریع شراکت خودمونو اعلام میکردیم ! علی تماس گرفت و ابوذر دیگر عضو گروه هم که همیشه نقس مترسک را دارد قرار دشد صحب کند باهاش که هیچ موقع اینکار را نکرد .

تا اینکه دیشب در گفتگویی در گروه باهاش اتمام حجت کردم . گفتم اگر تو میکسر رکوردر شریک نمیشی حق نداری برای کارهای انتخاب شده هم خودتو شریک بدونی . اونجا توهین به تو بود اینجا توهین به من . بعد شروع کرد به حرف زدن از اینکه شما به من اصلاع ندادی همه قضیه سر پول نیست و این حرفا که من روحمم خبر نداشت (از زمان خرید روحش خبر نداشت ولی از حرفش خبر داشت ) که بعد با توضیحات من قانع نشد . و گفت بهتره من از گروه برم . که منم موافقت کردم و گفتم بهرتین کاره .

و این پایان کار آرام در گروه بود . پایانی که به دست من انجام شد . و از نطفه ته ذهنم میدانستم ک ههر دو سو هیچ گونه نرمشی نخواهیم داشت و به این نتیجه میرسیم . اما ادامه دادم . چون گروه بی رهبر به هیچ نمیرسد کاری که علی رضا و ابوذر از پسش برنیامدند . همه باری هستند به هر جهت !!!